بهترین تریدرهای ایران

پنج قدم کلیدی برای تحلیل خوب پرایس اکشن

آیا به زاویه حرکت قیمت در بازار توجه دارید؟!

اینترنت پر شده از مقالاتی که کل پرایس اکشن را در چند الگوی کندلی مثل Pin Bar، Inside Bar و Engulfing Bar‌ها خلاصه می‌کنند. اما پرایس اکشن چیزی فراتر از اینهاست. حتی فراتر از سطوح کلیدی که توانایی تشخیص آنها را داریم. بحث امروز ما در مورد زاویه حرکت قیمت است. با طلاچارت همراه باشید…

برای اینکه بتوانید تریدر موفقی در بازار شوید باید توانایی خواندن و درک زاویه حرکت قیمت را داشته باشید. چرا که زاویه حرکت قیمت اطلاعات مهمی در مورد قدرت بازار دارد و به شما خواهد گفت که در حال حاضر قدرت خرید بیشتر است یا قدرت فروش. درک قدرت خریداران و فروشندگان نیز کمک می‌کند تا بفهمیم که بازار به کدام سمت خواهد رفت. در پایان این مطلب دید هوشمندانه‌تری نسبت به زوایای حرکتی بازار بدست خواهید آورد.

زاویه حرکت قیمت به سادگی نشان دهنده عرضه و تقاضا در بازار است. در تصویر زیر به شکل ساده دو بازار را مشاهده می‌کنید. تصویر سمت چپ نشان می‌دهد که میزان عرضه پس از حرکت صعودی که در بازار داشته‌ایم بسیار قوی شده است. به بیان دیگر تعداد فروشندگان از تعداد خریداران بسیار بیشتر است. این مورد را از زاویه ریزش قوی قیمت متوجه می‌شویم. این نوع از ریزش‌های سریع و با زاویه تند معمولا در سقف‌های بزرگ بازار رخ می‌دهند و در واقع جاییست که فروشندگان بازار را با دستورات فروش خود پر کرده و منجر به ریزش قیمت می‌شوند.

اما تصویر سمت راست وضعیت دیگری دارد. گرچه هنوز هم حرکت نزولی را در چارت مشاهده می‌کنیم اما با این وجود، تعداد خریداران تناسب بیشتری با تعداد فروشندگان دارد. در این شرایط باید بدانید که خریداران هنوز هم در بازار حضور دارند و حتی حاضرند در قیمت‌های بالاتر نیز خرید خود را انجام دهند.

خب حالا همه اینها چه معنایی دارند؟ موارد فوق به این معناست که شما برای پیدا کردن ستاپ‌های مناسب برای انجام تریدهای خود باید توانایی خواندن زوایای حرکت قیمت را داشته باشید. بیاید به مثال زیر نگاهی داشته باشیم. وضعیتی که بازار حالت خرید تهاجمی داشته و سپس با یک ریزش قوی مواجه می‌شود.

در واقع زمانی که قیمت با زاویه تندی برگشت می‌کند، بهتر است که به فکر پوزیشن گیری در جهت حرکت فعلی باشید نه حرکت قبلی. البته بحث در این باره به همین سادگی نیست و باید عوامل مختلفی در نظر گرفته شوند.

در صورتی که زاویه حرکت قیمت تند نباشد و با شیب ملایم و یا ضعیفی به سمت پایین حرکت کند ممکن است که با یک حرکت اصلاحی روبرو باشیم. البته این مورد دلیل نمی‌شود که شما اقدام به پوزیشن گیری در خلاف جهت حرکت بازار کنید. برای پوزیشن گیری باید ستاپ و نقطه ورود مناسبی داشته باشیم و بدون دلیل، کاری خاصی انجام ندهیم.

در تصویر زیر می‌بینید که طلا برای بالا رفتن قدرت زیادی داشته و در طی ۱۵ کندل چهار ساعته توانسته در حدود ۳۲ دلار رشد کند. اما در زمانی که حرکت نزولی را شروع کرده با سختی بسیار مواجه شده است. طلا فقط ۳۰ دلار ریزش کرده و این کار را طی ۵۹ کندل چهار ساعته انجام داده است. حتی از شکل ظاهری این حرکت نزولی نیز می‌توان فهمید که قدرت زیادی در آن وجود ندارد. البته در اینجا برای ورود به بازار ستاپ مناسبی وجود دارد که بر اساس نواحی انباشتگی سفارشات خرید آن‌ها را بدست می‌آوریم.

چرا قیمت ناگهان با زاویه‌ای تند برگشت می‌کند؟

در اکثر موارد برخورد قیمت با یک ناحیه پرقدرت باعث رخ دادن چنین برگشت‌های تند و تیزی در بازار می‌شود. حمایت‌ها و مقاومت‌های سنتی را فراموش کنید. در اینجا بحث بر سر وجود نواحی پر شده از سفارشات قدرتمند است. گاها دیده‌اید که قیمت نرسیده به سطوح حمایت یا مقاومت مدنظر ما برگشت می‌کند.

به تصویر زیر خوب دقت کنید.

در تصویر بالا که مربوط به چارت ۱ ساعته طلای جهانی می‌باشد دو خط و دو شماره را مشاهده می‌کنید. خط قرمز رنگ بالاترین مقاومت و خط بنفش مقاومت دوم محسوب می‌شود. اما یک نکته جالب وجود دارد. زمانی که به نقطه شماره ۱ دقت می‌کنیم می‌بینیم که قیمت نرسیده به مقاومت قرمز رنگ شروع به ریزش کرده‌ است. همچنین در نقطه شماره ۲مجددا این اتفاق رخ داده و قیمت نرسیده به مقاومت بنفش سقوط کرده است. هر دو ریزش نیز به شکل بسیار سهمگین و قدرتمندی انجام شده‌اند. در همین تصویر نمونه‌های مشابه دیگری نیز وجود دارند که قیمت نرسیده به سطوح مقاومت کلاسیک برگشت‌های پرقدرتی را صورت داده است.

اما دلیل چیست؟ باز هم به همان قضیه انباشتگی دستورات خرید و فروش و مبحث جریان سفارشات در بازار می‌رسیم که پرداختن به این موضوع در حوصله یک مطلب نمی‌گنجد و بحث بسیار گسترده‌تری است.

در صورتی که مایل به یادگیری اصول جریان سفارشات در بازار هستید می‌توانید در دوره استراتژی طلاچارت شرکت کرده و به سادگی آن را بیاموزید و با تمرین و ممارست به درک بالایی از ساختار حرکات قیمت دست پیدا کنید.

همچنین اگر قصد دارید به تازگی قدم در مسیر یادگیری تحلیل بازار بگذارید، ما در دوره تحلیل تکنیکال طلاچارت منتظرتان هستیم.

کاربرد چنگال اندروز در تحلیل تکنیکال فارکس

چنگال اندروز (Andrew’s Pitchfork) یکی از تکنیک های کاربردی تحلیل تکنیکال فارکس به روش ترسیم کانال قیمتی است.از چنگال اندروز تحت عنوان تحلیل خطوط میانی (Median Lines) نیز نام برده می شود.

Andrew’s Pitchfork توسط آلن اندروز توسعه یافته است و اگر با رسم خط روند و کانال قیمتی آشنایی داشته باشید استفاده از آن بسیار ساده است.خلاصه تحلیل این تکنیک می گوید تا زمانی که قیمت ها در کانال قیمتی باقی بمانند روند قیمت ادامه دارد و زمانی روند تغییر می کند که قیمت ها از کانال چنگال خارج شود.

کاربرد چنگال اندروز در تحلیل تکنیکال فارکس

آشنایی و رسم چنگال اندروز (Andrews' Pitchfork)

ترسیم چنگال اندروز یکی از روش های تحلیل تکنیکال فارکس است.از این رو اسم این روش چنگال گذاشته شده است که از رسم سه خط تشکیل می شود یک خط روند میانی و دو خط موازی با فاصله مساوی از خط روند در طرفین که سطوح حمایت و مقاومت یک کانال قیمتی را نشان می دهند.

قدم اول برای رسم چنگال اندروز پیدا کردن سه نقطه قیمت است این نقاط میتوانند سقف و کف های قیمتی باشند که به آن ها نقاط پیوت نیز می گویند.انتخاب نقاط باید به گونه ای باشد که خطی که با نقطه 1 رسم می شود بین دو نقطه 2 و 3 قرار گیرد.از نقطه 1 برای رسم خط روند استفاده می کنیم بنابراین در امتداد نقطه 1 نقطه دیگری (1`)برای رسم خط روند نیاز داریم.خطی روندی که با اتصال نقطه 1 و 1‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍` به دست آمده است شیب خط میانی را کنترل می کند سپس از هر کدام از نقاط 2 و 3 یک خط موازی خط روند رسم می شود.

تصویر زیر رسم چنگال اندروز با دو شیب متفاوت خط میانی را در نمودار McKesson (MCK) نشان می دهد.

رسم چنگال اندروز

در نمودار بالا دو چنگال با دو رنگ متفاوت رسم شده است.تنها تفاوتی که رسم دو چنگال با یکدیگر دارد انتخاب نقطه اول است.نقاط 2 و 3 هر کدام از یک سقف و یک کف قیمت برجسته گرفته شده است و نقطه میانی(center point) در امتداد نقطه 1 قرار دارد که برای رسم خط روند(median line) استفاده می شود.

خط روندی که با رنگ قرمز رسم شده است از میان نقاط 2 و 3 عبور کرده است و عرض کانال را به دو قسمت مساوی تقسیم کرده است اما شیب تندتری نسبت به خط آبی دارد که طبق اصول رسم خط روند این میزان شیب معتبر نیست.تاثیر انتخاب شیب صحیح خط روند در چنگال اندروز در نمودار Accenture (ACN) در تصویر زیر کاملا مشخص است.

رسم چنگال اندروز

در نمودار بالا با برای اینکه خط میانی با شیب تندتر(چنگال قرمز) در میان کانال قیمتی قرار گیرد باید نقطه کف قیمتی موج قبل انتخاب شود در نتیجه روند قیمت به طور نامعقولی در میان کانال قیمت قرار ندارد و هرگونه نفوذ یا شکست خطوط حمایت و مقاومت معتبر نیست.

بروکر آلپاری محبوبترین بروکر در ایرانیان

انعطاف پذیری نقطه 1 چنگال اندروز

برای رسم خط روند چنگال با شیب مناسب گاهی نیاز است نقطه 1 را چند بار با شکل گیری نمودار تغییر دهیم.یعنی در ابتدا ممکن است نقطه 1 را انتخاب کنیم و خط میانی را رسم کنیم اما با پیشروی نمودار متوجه شویم خط میانی روی نقاط کلیدی حمایت و مقاومت قرار ندارد در این حالت باید با تغییر نقطه 1 و جابجایی خط میانی مناسب ترین شیب و حالت را به دست آوریم تا چنگال روند قیمت را بهتر در برگیرد و نقاط شکست معتبر باشد.

تغییر نقطه 1 و تنظیم خط میانی به این دلیل است که چنگال هایی با شیب زیاد زود شکسته می شوند و چنگال هایی با شیب ملایم ممکن است خیلی دیر شکسته شوند و در هر دو صورت معامله گر دچار خطا می شود.این قانون یک اصل اساسی در ترسیم خط روند است که در رسم چنگال ها نیز کاربرد دارد.

نمودار Electronic Arts (ERTS) در تصویر زیر بهترین حالت تنظیم خط میانی را نشان می دهد.

انعطاف پذیری نقطه 1 در چنگال اندروز

در نمودار بالا نقطه 1 چند بار تغییر داده شده است تا خط میانی روی نقاط کلیدی حمایت و مقاومت روند قیمت که با فلش سبز و قرمز مشخص شده است قرار بگیرد.در این حالت کاملا مشخص است عبور قیمت از سطح مقاومت چنگال اندروز در اکتبر تنها حکم نفوذ قیمت را دارد و شکست سطح حمایت در فوریه سال 2008 یک شکست کامل چنگال است که موجب تغییر روند شده است.

تصویر زیر نمودار Intuit (INTU) با رسم دو چنگال اندروز با شیب متفاوت را نشان میدهد.

Andrews

در نمودار بالا در چنگال قرمز نقطه 1 انتهای یک حرکت شارپی انتخاب شده است در نتیجه برای قرارگیری خط میانی در وسط کانال هر سه خط نمودار با شیب بسیار تند رسم شده است و همانطور که میبینید خطوط موازی چنگال تنها در نقطه 2 و 3 با نقاط پیوت اصلی برخورد داشته اند در صورتی که اگر نقطه 1 چنگال آبی اولین نقطه برای رسم انتخاب شود خطوط موازی هر کدام روی دو پیوت اصلی قرار میگیرند که اعتبار خطوط موازی بعنوان سطوح حمایت و مقاومت بیشتر می شود.

حمایت ، مقاومت و بازگشت قیمت با چنگال اندروز

چنگال ها میتوانند صعودی یا نزولی رسم شوند در یک چنگال صعودی اندروز خطوط روند چنگال سه نقش اصلی دارند:

قیمت ها باید به طور منظم با خط میانی که خط قدرت است برخورد داشته باشند.عدم برخورد قیمت با خط قدرت ضعف روند قیمت را نشان می دهد که میتواند موجب شکست و بازگشت روند در جهت ضعف قیمت شود.

نمودار قیمت (Ciena (CIEN در تصویر زیر در یک چنگال صعودی حرکت می کند تا زمانی که ضعف قیمت موجب بازگشت روند قیمت شده است.

بازگشت روند قیمت با چنگال اندروز

در نمودار بالا قیمت ها در یک چنگال صعودی حرکت میکنند که خط روند پایینی از قیمت ها پشتیبانی می کند و خط میانی مقاومت نشان میدهد.تا زمانی که قیمت ها با خط میانی که قدرت روند را مشخص می کند برخورد دارند روند قیمت نمودار صعودی است در ماه دسامبر قیمت دچار ضعف شده است و نتوانسته با خط قدرت برخورد داشته باشد که موجب شکست خط حمایت و بازگشت روند قیمت به نزولی شده است.

تصویر زیر استفاده از چنگال اندروز را در موج اصلاح قیمت نشان میدهد.

بازگشت روند قیمت با چنگال اندروز

در نمودار بالا پس از یک رشد سریع قیمت حرکت اصلاحی آغاز شده است که در یک چنگال نزولی قرار دارد.در هر دو چنگال خط بالایی چنگال نسبت به قیمت مقاومت نشان میدهد تا زمانی که قیمت با خط میانی که قدرت روند را نشان میدهد برخورد داشته است روند نزولی حفظ شده است و زمانی که قیمت با خط میانی برخورد نکرده است روند قیمت در جهت خط مقاومت شکسته و یک رشد سریع قیمت آغاز شده است.

بروکر جاست فارکس

خط ماشه چنگال اندروز

خط ماشه چنگال اندروز تایید شکست و تغییر روند است که به صورت خط روند و از نقطه 1 رسم می شوند.برای چنگال صعودی خط ماشه با اتصال نقاط 1 و 3 و برای چنگال نزولی خط ماشه از نقطه 1 و 2 رسم می شود.

  • سیگنال فروش:شکست خط ماشه صعودی با اتصال نقطه 1 و 3 چنگال صعودی
  • سیگنال خرید:شکست خط ماشه نزولی با اتصال نقطه 1 و 2 چنگال نزولی

تصویر زیر یک سیگنال فروش با شکست خط ماشه صعودی در نمودار شرکت های Rowan (RDC) را نشان می دهد.

خط ماشه چنگال اندروز

در نمودار بالا نقاط 1 و 2 و 3 از پیوت های اصلی روند قیمت به گونه ای انتخاب شده اند که چنگال صعودی با شیب مناسب و خط ماشه صعودی با اتصال نقاط 1 و 3 رسم شده است.روند قیمت صعودی در اکتبر توانسته است سطح حمایت را بشکند و تصور می شود یک روند نزولی آغاز شده است.

برای اطمینان بیشتر از شکست کامل سطح حمایت و نزولی شدن روند قیمت بهتر است منتظر شکست خط ماشه صعودی بمانیم که در ابتدای نوامبر روند قیمت توانسته است خط ماشه را لمس کند و شکست کامل در دسامبر 2009 رخ داده است که آغاز روند نزولی قیمت است.

شکست سطح مقاومت چنگال نزولی و خط ماشه بالایی چنگال را میتوانید در تصویر بالا ببینید که دقیقا مشابه چنگال صعودی است و اینبار یک سیگنال خرید قوی صادر می کند.

نتیجه گیری Andrews' Pitchfork

شیب کانال چنگال بستگی به قرارگیری سه نقطه رسم دارد ، به ویژه نقطه 1 ، که شروع خط میانی است. حتی اگر نقطه یک با یک سقف یا کف اصلی قیمت شروع شود، گاهی اوقات لازم است برای رسیدن به یک کانال قیمت با شیب مناسب بارها این نقطه را جابجا کنید.

متأسفانه هیچ قانونی برایانتخاب نقاط رسم چنگال اندروز وجود ندارد. در عوض ، تحلیل گران باید هنگام ترسیم کانال از قضاوت و تجربه استفاده کنند. اینجاست که ماهیت ذهنی تحلیل تکنیکال مطرح می شود. مانند بسیاری از جنبه های تجزیه و تحلیل فنی ، کسب تجربه و تمرین و تکرار با کانال Pitchfork اندروز بسیار مهم است. دیدن آنچه که از قبل کار می کند یا نمی کند ، تنها راه واقعی تسلط بر یک تکنیک تحلیلی است.

خبر خوب این است که اندیکاتور چنگال اندروز به صورت اختصاصی برای علاقه مندان به این روش قابل دانلود کردن است و میتوانید از داشبوردهای معاملاتی که در سایت های معروف تحلیل تکنیکال وجود دارند نیز استفاده کنید.

فیبوناتچی در تحلیل و ترکیب آن با خط روند

فیبوناتچی در تحلیل و ترکیب آن با خط روند

اعداد فیبوناچی (Fibonacci numbers) به‌عنوان یک اندیکاتور تکنیکال به‌کار می‌روند. این توالی اعداد توسط ریاضی‌دان ایتالیایی به نام فیبوناچی در قرن سیزدهم میلادی ابداع شد.

به طور کلی این توالی اعداد، که از صفر و یک شروع می‌شود، از طریق جمع شدن دو عدد قبلی به‌دست می‌آید. برای مثال، بخش ابتدایی این توالی به‌شکل زیر است. 0، 1، 1، 2، 3، 5، 8، 13، 21، 34، 55، 89، 144، 233، 377 و…. ضرایبی از این توالی به‌دست می‌آید که برخی معتقدند حرکت بازار را پیش‌بینی می‌کند.

توالی فیبوناچی به‌علت وجود نسبت طلایی (Golden ratio) که برابر با 1.618 می‌باشد، و یا معکوس آن که برابر 0.618 می‌باشد، مورد توجه است.

نکته: در توالی فیبوناچی، هر عدد داده شده تقریباً 1.618 برابر عدد قبل از خود می‌باشد، البته در این حالت چند عدد اول را در نظر نمی‌گیریم.

خوب است بدانید که نسبت طلایی در همه‌جای طبیعت وجود دارد و همه‌چیز را از جهت‌گیری آوند‌ها در یک برگ تا میزان رزونانس مغناطیسی در کریستال‌‌های کوبالت نیوبیت (Cobalt niobate crystals) را نشان می‌دهند.

ابزار‌های فیبوناچی و کاربرد آن‌‌ها در تحلیل تکنیکال

ابزار‌های فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و بازار‌های مالی، روشی برای تحلیل بازگشت یا ادامه‌ی روند می‌باشند. به بیان دیگر فیبوناچی‌‌ها پنج قدم کلیدی برای تحلیل خوب پرایس اکشن نقاط حمایتی و مقاومتی هستند که با کمک طیف گسترده‌ای از ابزار‌ها و روش‌‌های گوناگون رسم می‌شوند. در استفاده از این ابزار‌های مختلف، نسبت‌‌های فیبوناچی که راجع به آن‌‌ها صحبت شد از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار هستند.

برخی از ابزار‌های فیبوناچی به شرح زیر می‌باشند:

فیبوناچی اصلاحی (RET) Fibonacci Retracement:

می‌توان گفت که یکی از مهمترین ابزار‌های فیبوناچی در تحلیل تکنیکال است. با کمک فیبوناچی اصلاحی می‌توانیم درصد‌های احتمالی برای پایان یک حرکت اصلاحی را تخمین‌زده و نقاط ورود مناسبی را به دست آوریم.

فیبوناچی خارجی (EXT) Fibonacci Extension:

برای پیش‌بینی سطوح قیمتی بیش از ۱۰۰ درصد، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

فیبوناچی انبساطی (EXP) Fibonacci Expansion:

فیبوناچی‌ گسترشی یا انبساطی ابزاری است که ‌معامله‌گران از ‌آن‌ برای مشخص کردن اهداف قیمتی و یا تخمین میزان حرکت قیمت پس از یک بازگشت و یا ‌‌‌پولبک قیمتی استفاده می‌کنند.

فیبوناچی پروژكشن (PRO) Fibonacci Projection:

فیبوناچی پروجکشن یا به اختصار فیبوناچی Pro ابزاری است که نقاط بازگشت بیش از ۱۰۰ درصد هر موج را نشان می‌دهد.

فیبوناچی کمان‌‌‌ها Fibonacci arcs:

این ابزار، تراز‌‌های اصلاحی را به صورت کمان نمایش می‌دهد.

فیبوناچی باد‌بزن Fan:

این ابزار فیبوناچی تراز‌‌های اصلاحی را به شکل خطوط روند نمایش می‌دهد.

فیبوناچی کانال Channel:

کاربرد این ابزار در تحلیل نمودار‌‌های قیمتی که داخل یک کانال هستند، می‌باشد هنگام شکست کانال، می‌توان به سادگی نقاط حمایت و مقاومت پیش ‌روی چارت قیمت را بر اساس خطوط ابزار Channel مشخص‌کرد.

به چه دلیل تحلیل فیبوناچی در معاملات بورسی محبوبیت دارد؟

همانطور که از قبل گفتیم در سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال به عنوان سطوح حمایتی و مقاومتی مورد استفاده قرار می‌گیرند و از این سطوح به عنوان ابزاری برای مشخص کردن اهداف قیمتی نیز می‌توان استفاده کرد. موارد زیر از جمله دلایل محبوبیت تحلیل فیبوناچی در معاملات می‌باشند:

  • سطوح گسترش و اصلاحی فیبوناچی، به‌عنوان سطوح نامرئی حمایت و مقاومت به شمار می‌آیند.
  • سطوح فیبوناچی، نقاط مرجع ملموسی را فراهم می‌آورند که اگر از آن‌‌ها درست استفاده شود، از انتزاعی شدن موضوع جلوگیری می‌کنند.

نکته: از آن‌جایی که سطوح فیبوناچی اعداد هندسی هستند، سطوح گسترش (extension) و اصلاحی (retracement) پس از رسم چشم‌نواز به نظر می‌رسند.

نکات کلیدی:

اعداد و خطوط فیبوناچی با نسبت‌‌های معروف فیبوناچی ساخته شده‌اند.

اعداد پُرکاربرد فیبوناچی در بازار‌های مالی شامل 0.236، 0.382، 0.618، 1.618، 2.618 و 4.236 هستند. این نسبت‌‌ها و یا درصد‌ها می‌توانند از تقسیم اعداد مشخصی در این توالی به اعداد دیگر حاصل شوند.

با وجود اینکه این اعداد، اعداد فیبوناچی محسوب نمی‌شوند؛ بسیاری از ‌معامله‌گران از سطوح 0.5، 1 و 2 نیز استفاده می‌کنند. این اعداد نشان می‌دهند که قیمت می‌تواند چه میزان حرکت را داشته باشد. برای مثال، اگر قیمت سهمی ‌از یک دلار به دو دلار برسد، می‌توان اعداد فیبوناچی را بر آن اعمال کرد. یک سقوط قیمتی به سطح 1.76 دلار برابر با 23.6 درصد بازگشت از حرکت قیمتی شروع شده از سطح یک دلار می‌باشد.

دو عدد از پُرکاربردترین ابزار‌های فیبوناچی، فیبوناچی برگشتی و فیبوناچی گسترشی (Fibonacci extensions) می‌باشند. فیبوناچی برگشتی (Fibonacci retracements) مقدار بازگشت قیمتی را محاسبه می‌کند و می‌گوید که قیمت در بازگشت قیمتی تا چه سطوحی می‌تواند پیش برود. فیبوناچی گسترشی نیز میزان حرکت موج اصلی قیمت را بیان می‌دارد.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

فیبوناچی برگشتی به دو نقطه قیمتی نیاز دارد که باید در نمودار قیمت انتخاب شوند. معمولاً برای فیبوناچی برگشتی از سطح سوئینگ‌‌های (بالاترین نقطه قیمتی) و سطح سوئینگ لو (پایین‌ترین سطح قیمتی) استفاده می‌کنند. زمانی که این دو نقطه را انتخاب کردید، خطوط فیبوناچی به‌همراه اعداد آن‌‌ها در نمودار شما رسم می‌شوند.

اگر قیمت یک سهم از پانزده دلار به بیست دلار برسد، در این حالت سطح 6.23 درصدی برابر با سطح قیمتی 18.82 دلاری می‌باشد. که آن را بدین شکل محاسبه می‌کنیم:

$18.82 = (0.236*$5) – $20

سطح قیمتی 50 درصد نیز برابر با 17.5 دلار خواهد بود که آن را نیز می‌توانیم بدین شکل محاسبه کنیم:

$17.50 = (0.5*$5) – $20

محدودیت‌‌های استفاده از اعداد و سطوح فیبوناچی

استفاده از فیبوناچی‌‌ها مسئله‌ای ذهنی می‌باشد زیرا که ‌معامله‌گر باید مقادیر بالا یا پایین در نمودار را خودشان انتخاب کنند.

نکته: مقادیر بالا (Highs) و پایین (Lowes) انتخاب شده توسط ‌معامله‌گر می‌تواند نتایجی که او به‌دست می‌آورد را تحت تأثیر قرار دهد.

اختلاف‌نظر دیگری که در مورد اعداد فیبوناچی و روش‌‌های ‌معامله‌گری با آن‌‌ها وجود دارد این است که تعداد سطوح بسیار زیادی در آن وجود دارد که بازار می‌تواند در نزدیکی هر یک از آن‌‌ها دچار بازگشت قیمتی شود، که موجب می‌شود این اندیکاتور به‌عنوان پنج قدم کلیدی برای تحلیل خوب پرایس اکشن اندیکاتوری که می‌توان پس از رخ دادن حرکات قیمتی از آن استفاده کرد، در نظر گرفته شود. مشکل اصلی اینجا است که حدس زدن و پیدا کردن عددی که سطح قیمتی در آن در حال حاضر و یا در آینده بازار مهم خواهد بود، سخت می‌باشد.

در زمان انجام معاملات هرچقدر بتوانید نشانه‌‌های بیشتری را پیدا کنید که سیگنال‌‌های یکسانی در یک جهت بدهند به احتمال زیاد معاملات موفق‌تری خواهید داشت. به عنوان مثال زمانی که در حال معامله‌ کردن بر اساس اندیکاتور‌ها هستید بهتر است که از تاییدیه‌‌های پرایس اکشن و ترکیب سیگنال اندیکاتور‌ها با سطوح قیمت و یا ابزار‌های دیگر استفاده کنید. البته این موضوع که چه ابزاری را با چه ابزار دیگری ترکیب کنید کاملا بستگی به سبک و استراتژی معاملاتی شما دارد و نمی‌توان برای همه افراد یک نسخه یکسان پیچید.

روش استفاده ترکیبی از خطوط رونده:

برای استفاده ترکیبی از خطوط روند و فیبوناچی اصلاحی کافیست که ما یک روند را شناسایی کنیم. در صورتی که بتوانیم برای روند مذکور یک خط روند ترسیم کنیم، به احتمال زیاد خواهیم توانست که از یک فیبوناچی اصلاحی نیز برای گرفتن تایید‌های بیشتر استفاده کنیم.

همانطور که قبلا گفتیم، یک خط روند صعودی از دو کف بالاتر و یک خط روند نزولی از دو سقف پایین‌تر تشکیل می‌شوند. بنابراین قدم اول آن است که، نقطه برخورد سوم می‌تواند مکان مناسبی برای انجام معامله باشد. هرچند بعضی افراد عقیده دارند که بعد از برخورد سوم تازه می‌توان خط روند را معتبر دانست و برای برخورد بعدی و انجام معامله آماده شد. اما برخی دیگر معتقدند که برخورد سوم یک “برخورد تازه (Fresh Touch)” بوده و برای انجام معامله مناسب‌تر است.

قدم بعدی آن است که از ترسیم خط روند بر اساس دو نقطه به سراغ مرحله بعدی خواهیم رفت. برای انجام مرحله بعدی کافیست که یک فیبوناچی اصلاحی روی موج ماقبل آخر ترسیم کنید.

بنابراین باید فیبوناچی را روی آخرین حرکتی که قبل از شکل‌گیری موج اصلاحی به سمت خط روند می‌باشد ترسیم کنیم (از نقطه A به نقطه B).

نقاط ورود، حد ضرر و حد سود این روش

نقاط ورود

بعد از رسیدن قیمت به خط روند و ترسیم فیبوناچی اصلاحی طبق روش اشاره شده در بالا، باید ببینید که قیمت با کدام سطح فیبوناچی همتراز شده است. در صورتی که قیمت با یکی از سطوح ۵۰%، ۶۱٫۸% یا ۷۸٫۶% و خط روند همتراز شده بود، می‌توانید اقدام به معامله کنید. اگر قیمت در ناحیه‌ای بین ۶۱٫۸ و ۷۸٫۶ فیبوناچی قرار گیرد و با خط روند نیز همتراز شود، بهترین نقطه برای ورود خواهد می‌باشد.

حد ضرر

برای تعیین حد ضرر می‌توانید از دو روش استفاده کنید.

  1. در صورتی که روی خط روند صعودی معامله خود را باز کرده‌اید می‌توانید حد ضرر خود را زیر کف قبلی در نمودار قرار دهید. اگر روی خط روند نزولی پوزیشن‌گیری کرده‌اید می‌توانید حد ضرر خود را بالای سقف قبلی قرار دهید. البته تنها در حالتی مجاز به استفاده از این روش برای تعیین حد ضرر می‌باشید که کف یا سقف قبلی فاصله خیلی زیادی با نقطه ورود شما نداشته باشد.
  2. می‌توانید از سطوح فیبوناچی نیز برای تعیین حد ضرر استفاده نمایید. اگر روی سطح ۵۰% وارد بازار شده‌اید می‌توانید حد ضرر را پشت ۶۱٫۸% قرار دهید. به همین ترتیب اگر روی ۶۱٫۸ معامله خود را باز کرده‌اید، می‌توانید حد ضرر را زیر ۷۸٫۶ قرار دهید. در صورت معامله روی ۷۸٫۶ حد ضرر شما بهتر است که بالای سطح ۱۰۰% (نقطه شروع ترسیم فیبوناچی) قرار گیرد. البته حتی در صورت استفاده از این روش نیز پیشنهاد ما این است که از کف و سقف‌‌های قیمتی نیز برای تعیین بهتر حد ضرر استفاده نمایید.

حد سود

برای تعیین حد سود نیز روش‌‌های مختلفی وجود دارد که در ادامه به آن‌‌ها اشاره خواهیم کرد.

۱- در روش اول ما از نسبت “ریسک به سود” استفاده می‌کنیم. به عنوان مثال یک معامله خرید در سکه انجام داده‌اید و حد ضرر آن (بر اساس قیمت نمودار) ۲۵ هزار تومان است. بنابراین بر اساس نسبت‌‌های ریسک به سود می‌توانیم حد سود را نیز تعیین کنیم.

  • حد سود اول = ۲۵ هزار تومان (R: R = 1: 1)
  • حد سود دوم = ۵۰ هزار تومان (R: R = 1: 2)
  • حد سود سوم = ۷۵ هزار تومان (R: R = 1: 3)

نکته، لازم است که به یاد داشته باشید که در زمان رسیدن قیمت به هر پله از سود می‌توانید مقداری از حجم معامله خود را ببندید.

۲- بر اساس سطوح مهم قیمت نیز می‌توانید حد سود‌هایی برای معامله خود در نظر بگیرید. به عنوان مثال پنج قدم کلیدی برای تحلیل خوب پرایس اکشن اگر روی خط روند صعودی معامله خرید باز کرده‌اید می‌توانید از سقف‌‌های مهمی که در مسیر قرار دارند به عنوان حد سود استفاده نمایید.

نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که تحت هیچ شرایطی حد سود اول شما نباید از حد ضررتان کوچکتر باشد. چرا که در بلند مدت بازدهی منفی نصیب شما خواهد کرد.

نگارش: ساناز یوسفی

به منظور کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه مقاله محاسبه نرخ بازگشت سرمایه را به شما عزیزان پیشنهاد می نماییم.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ

اندیکاتور زیگزاگ در چارت قیمتی نقاطی را مشخص می کند که تغییراتی بیشتر از موج قبلی را به دنبال داشته باشد. سپس با رسم خطوط بین نقاط، آن ها را به متصل می کنند. این اندیکاتورِ تحلیل تکنیکال برای کمک به شناسایی روند قیمت استفاده می شود. همچنین نوسانات تصادفی قیمت و تلاش برای نشان دادن تغییرات روند را حذف می کند. خطوط Zig Zag تنها زمانی ظاهر می شوند که یک حرکت قیمت بین نوسان بالا و پایین وجود داشته باشد که بیشتر از یک درصد مشخص باشد. با فیلتر کردن حرکات جزئی قیمت، این اندیکاتور باعث می شود که روندها در همه فریم های زمانی ساده تر شوند.

نکات کلیدی

  • Noise را کاهش و روند را ملموس می کند.
  • در روندهای قوی، عملکرد بهتری دارد.

آنچه در این مقاله میخوانید :

اندیکاتور زیگزاگ چه چیزی به ما می گوید

شاخص Zig Zag اغلب در رابطه با نظریه موج Elliot برای تعیین موقعیت هر موج در چرخه کلی استفاده می شود. معامله گران می توانند تنظیمات مختلف را به منظور بهبود نتیجه، آزمایش کنند. به عنوان مثال، تنظیم ۴٪ می تواند امواج را واضح تر از تنظیم ۵ درصد نشان دهد. هر سهم، الگوی قیمتی مربوط به خود را دارد، بنابراین معامله گران باید تنظیمات اندیکاتور زیگ-زاگ را باتوجه به هر روند قیمتی به روز کنند.

اگرچه اندیکاتور زیگ-زاگ روند آتی را پیش بینی نمی کند، اما استفاده از آن به شناسایی سطوح پشتیبان و مقاومت بالقوه کمک می کند. خطوط زیگ زاگ همچنین می توانند الگوهای برگشتی، یعنی کف دو قلوه و الگوی سر و شانه را نشان دهند. معامله گران می توانند از اندیکاتور های محبوب مانند شاخص قدرت نسبی RSI و یا MACD در زمان تغییر جهت زیگ-زاگ به منظور تثبیت نقاط اشباع خرید/فروش استفاده کنند.

یک سرمایه گذار ممکن است تا زمانی که زیگ-زاگ تغییر جهت نداده است، موقعیت معاملاتی خود را حفظ کند. به عنوان مثال، اگر سرمایه گذار یک موقعیت بلند مدت داشته باشد، تا زمانی که شاخص زیگ زاگ به سمت پایین نرود، دارایی خود را نخواهد فروخت.

محدودیت های اندیکاتور زیگزاگ

مانند دیگر اندیکاتورهای دنبال کننده روند، سیگنال های خرید و فروش براساس داده های قیمتی تاریخی است که لزوماً آینده را پیش بینی نمی کند. به طور مثال وقتی زیگزاگ ظاهر می شود که روند شکل گرفته است.

معامله گران باید از این موضوع مطلع باشند که آخرین خط زیگ زاگ لزوماً ادامه دار نیست. وقتی قیمت تغییر جهت می دهد، شاخص شروع به ایجاد یک خط جدید می کند. اگر تغییر جهت قیمت کلی باشد، خط فعلی حذف و با خط جدید جایگزین می شود.

یکی از بهترین روشهای ترید در بازار و همچنین راه آسان برای بدست آوردن پول در بورس استفاده از استراتژی معاملاتی زیگزاگ است. الگوی زیگزاگ نمای شفاف تری از نوسانات قیمت بازار در چارچوب‌های زمانی مختلف به شما خواهد داد.

شما می‌توانید معاملات نوسانی، معاملات روزانه و حتی اسکالپ با الگوی زیگزاگ انجام دهید. ما همچنین بر روی استراتژی معاملاتی فراکتال نیز به شما آموزش خواهیم دید.

ما مطمئن هستیم که اگر چند دقیقه در بازار سپری کرده باشید، متوجه این موضوع شده اید که بازارها فقط مستقیم به بالا و پایین حرکت نمی‌کنند. همیشه امواج یا نوسان قیمت‌ ها و فراز و نشیب‌ ها یا قله‌ها و دره‌ها وجود دارند که در هر حرکت قیمت اتفاق می‌افتند.

مهم نیست که ما صعودی یا نزولی معامله می کنیم، شما هنوز هم این حرکت موجی قیمت ها را خواهید داشت. ما می‌توانیم از الگوی زیگزاگ برای پیدا کردن قسمت های مهم جهت سود جستن از آنها، استفاده کنیم.

اندیکاتور زیگزاگ چیست؟

اندیکاتور زیگزاگ یک اندیکاتور تکنیکال برجسته است. اگر شما به دنبال الگوهای نمودار معاملاتی مانند بازگشت های فیبوناچی، آنالیز امواج الیوت و یا هر نوع رفتار قیمتی هستید که از مفهوم تحلیل موج استفاده می‌کند، می توانید از اندیکاتور زیگزاگ استفاده کنید.

این ایندکاتور در اکثر نرم افزارهای معاملاتی موجود می باشد.

در ادامه ی مقاله، قرار است در مورد اندیکاتور زیگزاگ صحبت کنیم و توضیح مختصری از نحوه معامله با اندیکاتور زیگزاگ به شما بدهیم.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

تصویر اندیکاتور زیگزاگ – میهن سیگنال

اگر واقعا می‌خواهید داده‌های مناسب و کافی از قیمت را پوشش دهید، پارامترهای اندیکاتور زیگزاگ بسیار مهم هستند به طوری که اندیکاتور می‌تواند امواج زیگزاگ را در نمودار شما نشان دهد.

اینها پارامترهای ورودی هستند که باید مشخص کنید:

  • عمق – به میزان بازگشت به نمودار کندل ها، اشاره می‌کند. برای رسیدن به حد بالایی و پایین، باید مطمئن شوید که به اندازه کافی «عمق» دارید.
  • انحراف – چه درصدی در تغییر قیمت به تغییر خط روند از مثبت به منفی نیاز دارد.

مهم است که با این پارامترها کلنجار روید تا زمانی که سبک معاملاتی مناسب خود را پیدا کنید.

اما اگر پارامترها برای تنگ شدن تنظیم شوند، شما می‌توانید اثر زیگزاگی زیادی داشته باشید. اما ما می‌خواهیم یک دیدگاه وسیع‌تر از آنچه که نوسان واقعی بالا و پایین دارد داشته باشیم.

زمانی که پارامترهای زیگزاگ را تنظیم کردید، باید به سه چیز نگاه کنید:

۱. تقارن قیمت که باید به شما یک موج هندسی خوب و یکنواخت بدهد، یعنی الگوی AB = CD.

۲. عمق موج که باید به شما عمق خوبی از امواج بین پستی و بلندی‌های نوسان بدهد.

۳. سطح قیمت پیش رو، که باید اطمینان حاصل کند که شما قادر به تشخیص یک روند هستید.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

تصویر اندیکاتور زیگزاگ – میهن سیگنال

چگونگی معامله گری با اندیکاتور زیگزاگ

استراتژی معاملاتی نوسانی زیگزاگ ارایه‌ شده در زیر نیازمند استفاده از یک اندیکاتور خاص است. همچنین از اندیکاتور دنباله فیبوناچی برای تایید الگوی ABCD استفاده می‌شود، اما برای مدیریت معامله نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

اکنون، قبل از این که جلوتر برویم، ما همیشه توصیه می‌کنیم که یک تکه کاغذ و یک خودکار بردارید و قوانین این روش ورودی را یادداشت کنید.

برای این مقاله، ما قصد داریم به طرف خریدار نگاه کنیم.

گام # ۱: تنظیمات اندیکاتور زیگزاگ را در ۲۰ برای عمق و ۵ % انحراف تنظیم کنید.

اول اینکه، ما می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم که ابزار زیگزاک در بازار پر نوسان، سقف و کف قابل‌توجه بیشتری را نشان خواهد داد. برای این کار، ما باید حداقل ۲۰ دوره برای عمق و ۵ درصد انحراف برای نمایش دقیق نوسانات بازار استفاده کنیم. به تصویر ذیل توجه کنید:

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

تصویر تنظیمات اندیکاتور زیگزاگ -میهن سیگنال

حالا همه ما آماده تسخیر امواج نوسان بازار هستیم.

گام # ۲: طرح گسترش دنباله فیبوناچی، زمانی که دو موج اول نوسان برقرار می‌شود.

برای طرح خط گسترش (Fibonacci Extension) دنباله فیبوناچی، ما به سه نقطه مرجع نیاز داریم. به محض اینکه دو موج اول این الگوی زیگزاگ توسعه داده شدند، ما سه سطح نوسان را پیشنهاد کردیم که قصد داریم تا سطوح دنباله فیبوناچی را رسم کنیم.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

تصویر طرح گسترش دنباله فیبوناچی – میهن سیگنال

دلیل اینکه چرا ما از سطوح گسترش فیبوناچی استفاده می‌کنیم این است که سعی کنیم پیش‌بینی کنیم که آخرین موج نوسان زیگزاگ شکل خواهد گرفت یا خیر؟

در این اندیکاتور فقط نوسان کف را بسیار با تاخیر نشان می دهد و تکیه بر آن با باز کردن معامله مناسب نمی باشد. این دلیل اصلی است که ما از روش‌های مختلف معاملاتی برای پیش‌بینی نقطه ی پایانی محتمل تر زیگزاک استفاده می کنیم.

گام # ۳: برای موج سوم صبر کنید تا بین ۰.۶۱۸ – ۰.۷۸۶ یا بین ۱.۰ – ۱.۲۷۲ به پایان برسد

واقعیت این است که تقارن بازار اغلب اتفاق نمی‌افتد. الگوی AB = CD نیاز به دقت زیادی دارد تا تمام شرایطی که این الگو باید معتبر باشد را داشته باشد.

در سراسر نرم‌افزار backtesting، دریافتیم که موج سوم الگوی زیگزاگ در بین ۰.۶۱۸ – ۰.۷۸۶ یا بین ۱.۰ – ۱.۲۷۲. به پایان می‌رسد.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

تصویر موج سوم – میهن سیگنال

از آنجا که نمی‌توانیم مطمئن شویم که موج سوم کجا پایان خواهد یافت، ما می‌خواهیم یکی از تکنیک‌های معاملاتی مورد علاقه خود را برای نقطه نوسان در بازار به کار بگیریم.

گام # ۴: صبر کنید تا یک کندل با کف پایین تر در سمت راست و چپ داشته باشید. کندل سمت راست باید بالای پنج قدم کلیدی برای تحلیل خوب پرایس اکشن کندل سمت چپ را بشکند.

الگوی سه کندل که نقطه نوسان بازار را تشخیص می‌دهد بسیار ساده است.

تنها کاری که باید انجام دهید این است که صبر کنید تا کندلی بوجود آید که در سمت چپ و سمت راست آن کف بالاتر داشته باشد. برای این الگوی سه کندلی نیز باید تایید شود که ما همچنین به کندل از سمت راست برای شکستن بالای کندل های سمت چپ نیاز داریم.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

برای درک بهتر این که چگونه وقتی یک نوسان کف در حال شکل گرفتن است، یک تصویر ساده درست کردیم (شکل بالا را ببینید.)

حالا شما به این الگو نیاز دارید که بین ۰.۶۱۸ – ۰.۷۸۶ یا بین ۱.۰ – ۱.۲۷۲ توسعه پیدا کند.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

استراتژی زیگزاگ تمام شرایط معاملاتی را برآورده می‌سازد، که به این معنی است که ما می‌توانیم قدم بعدی را برداریم و توضیح دهیم که شرایط برای استراتژی ورود ما چیست؟

مرحله # ۵: استراتژی معاملاتی زیگزاگ : خرید در نزدیکی الگوی سه کندلی

بعد از تکمیل الگوی سه پنج قدم کلیدی برای تحلیل خوب پرایس اکشن کندلی، ما نمی‌خواهیم زمان بیشتری را از دست بدهیم، و در بازار خرید می‌کنیم.

توجه: ما از الگوی سه کندلی برای پیش‌بینی نقاط نوسان بازار با تمام استراتژی‌های معاملاتی خود استفاده می‌کنیم.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

این مساله ما را به نکته ی مهم بعدی می‌رساند که باید برای بهترین استراتژی زیگزاگ ایجاد کنیم، تعیین نقطه ی قرارگذاری حدضرر.

مرحله # ۶: حد ضرر خود را زیر الگوی سه کندلی قرار دهید.

حد ضرر در زیر الگوی سه کندلی قرار می گیرد. حد ضرر شما ممکن است بسته به چارچوب زمانی که شما معامله می‌کنید کمی بزرگ‌تر باشد.

شما می‌خواهید مطمئن شوید که الگوی سه کندلی جایی است که حد ضرر شما حداقل ۲ % ریسک را حفظ می‌کند.

شما نمی‌خواهید بیش از ۲ درصد از حساب خود را در هر معامله ی مشخص به خطر بیندازید.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

آخرین اما نه کم اهمیت ترین مورد این است که باید مشخص کنیم که کجا سود می‌بریم؟

مرحله # ۷: حد سود خود را ۲ یا ۳ برابر بیشتر از حد ضرر خود قرار دهید

حالا، هدف سود ما کجاست؟

الگوی ABCD، اساسا شما را در یک نسبت پاداش ریسک ۱: ۱ نگه می‌دارد. همچنین، خیلی از زمان‌ها با الگوی ABCD، آن را به طور مرتب خواهید دید که آن نواحی هدف متقابل هستند.

با این حال، هنگامی که شما با این اندیکاتور زیگزاگ کار می‌کنید، قادر به کسب دو یا حتی سه برابر بیشتر از این ریسک هستید.

آموزش اندیکاتور زیگزاگ Zig Zag - میهن سیگنال

نکته :بالا مثالی است از یک معامله ی خرید با استفاده از سیستم معاملاتی زیگزاگ است. از همان قوانین برای فروش استفاده کنید – اما برعکس. در شکل زیر می‌توانید یک مثال معاملاتی فروش واقعی را ببینید.

نتیجه‌گیری

امیدواریم که از این روش گام‌به‌گام برای استفاده از این اندیکاتور زیگزاگ برای زمان ورود و شناسایی نقاط نوسان بازار لذت ببرید. ایده پشت این استراتژی به صورت ساده، داشتن یک ارزیابی بهتر از روند است تا شما بتوانید تصمیمات معاملاتی بهتری بگیرید. همچنین می‌توانید استراتژی معاملاتی موفق بر اساس اخبار را بخوانید.

با استراتژی معاملاتی زیگزاگ، شما قادر خواهید بود که معاملات برنده خود را حفظ کنید، و از نیاز به بستن پوزیشن خود در هر بازگشت کوچک که در بازار معمول است اجتناب کنید.

مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی: بررسی مزایا و معایب

تحلیل بنیادی در برابر تکنیکال

سوال بزرگ تاریخی: تحلیل بنیادی بهتر است یا تحلیل تکنیکال؟ برای بررسی و تحلیل سهام و اوراق بهادار، تحلیل‌گران و معامله‌گران از دو روش تحلیلی تکنیکال و بنیادی استفاده می‌کنند و نظرات مختلفی در این‌باره وجود دارد. کدامیک را برای تحلیل سهام و بازار انتخاب کنیم؟ آیا شما به خواندن نمودارها و مشاهده روندها اعتقاد دارید؟ اگر پاسخ مثبت است پس شما به تحلیل تکنیکال خوش‌بین هستید. شاید هم از طرفداران سرسخت تحلیل بنیادی و سرمایه‌گذاری بلندمدت هستید و معتقدید سرمایه‌گذاری در بورس فقط باید براساس تحلیل بنیادی (فاندامنتال) صورت بگیرد.

در حالیکه شما یا افراد دیگری ترجیح می‌دهند رویدادها، اخبار اقتصادی و صنایع را مطالعه کنند و تلاش‌شان را روی مطالعه صورت‌های مالی معطوف سازند، افراد دیگری وجود دارند که روی تحرکات قیمت‌ها تمرکز می‌نمایند، سایر فاکتورهای بنیادی سهم را نادیده می‌گیرند و انرژی‌شان را روی بهبود مهارت‌شان در تحلیل تکنیکال صرف می‌کنند. چه طرفدار تحلیل بنیادی هستید چه تکنیکال، پیشنهاد می‌کنیم این مطلب و اینفوگرافیک از بلاگ بآشگاه را برای مقایسه تحلیل بنیادی و تکنیکال مطالعه کنید.

گرچه این دو تحلیل از زاویه‌ای کاملا متفاوت به بازار می‌نگرند، هر دو یک نتیجه را جستجو می‌کنند و آنهم کسب سود از بازار است و شکی وجود ندارد که برخی از افراد، هم از تحلیل تکنیکال و هم بنیادی برای بررسی سهام استفاده می‌کنند. باهم در ادامه به جزییات بیشتری از تحلیل بنیادی و تکنیکال می‌پردازیم.

تحلیل بنیادی در برابر تکنیکال

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیلگر بنیادی با استفاده از این روش تحلیلی تلاش دارد تا دلیل تحرکات قیمت را از میان داده‌های مالی و اخبار شرکت‌ها تشخیص دهد و از آن برای یافتن سرمایه‌گذاری مناسب بهره ببرد. در مقایسه با مطالعه تکنیکال سهم، تحلیل بنیادی دارای شاخص‌های انتخاب بسیاری است و تحلیلگر برای انجام تحلیل بنیادی روی اخبار منتشر شده صنعت مرتبط، اخبار و سیاست‌های کلی اقتصادی، قوانین جدید و صورت‌های مالی و اطلاعات دیگر کار می‌کند.

هدف تحلیل بنیادی برقرار ساختن رابطه علت و معلول بین حرکات قیمت و اخبار اقتصادی است در حالیکه در تحلیل تکنیکال، قیمت است که حرف اول و آخر را می‌زند.

تحلیل بنیادی در جستجوی عدم تعادل بین قیمت فعلی سهم و ارزش ذاتی آن است که یک موقعیت با پتانسیل سودآوری به شمار می‌رود. اگر تحلیلگر با تحلیل بنیادی انجام شده به این نتیجه برسد که قیمت فعلی سهم از ارزش ذاتی آن کمتر است، با شرایطی آنرا برای سرمایه‌گذاری مناسب ارزیابی می‌کند.

اگر می خواهید به صورت کامل در مورد اینکه تحلیل بنیادی چیست؟ بدانید، وارد شوید.

همیشه تحلیلگران بنیادی نسبت به تغییرات قیمت با شک و تردید می‌نگرند و به دنبال چرایی تغییر قیمت در میان اطلاعات و داده‌های مالی هستند. در حالیکه این نوع از تحلیل، طی سالیان متمادی به عنوان یک تحلیل قابل اتکا ثابت شده است، تعدادی معایب نیز دارد که با در نظر گرفتن آن، از خوش‌بینی بیش از حد به این نوع تحلیل جلوگیری می‌گردد. این روش تحلیلی براساس خرید و نگهداری و سرمایه‌گذاری ارزشی است و بسیاری از تکنیک‌های ارزیابی‌ به صنعت و شرکت وابسته است.

در تحلیل بنیادی، مطمئن شوید که تحلیل‌های زیر را انجام می‌دهید:

– تحلیل اقتصاد
– تحلیل صنعت
– تحلیل شرکت

۲ قانون طلائی تحلیل بنیادی:

۱ – در طولانی‌مدت، قیمت سهام خود را اصلاح می‌کند.
۲ – شما می‌توانید سهمی که قیمت بازار آن از ارزش ذاتی پایین‌تر است خریداری کنید و منتظر بمانید تا بازار به این اشتباه قیمت‌گذاری پی ببرد (قیمت بازار سهم به ارزش ذاتی برسد)

۸ مورد از ارزیابی‌ها در تحلیل بنیادی

این‌ ۸ مورد فقط تعدادی از مواردیست که برای محاسبه ارزش ذاتی یک شرکت و تحلیل بنیادی بکار می‌رود.

۱ – درآمدها

میزان درآمدی که یک شرکت پس از کسر هزینه‌ها بدست می‌آورد، در درجه نخست و مهم‌ترین نتیجه‌ای است که همه موارد دیگر از این طریق جریان می‌یابد. درآمدها برای سرمایه‌گذاران به دلیل اینکه یک معیار ارزیابی برای سود سهام، پتانسیل رشد و سودآوری آینده ارائه می‌دهد مهم است.

۲ – درآمد به ازای هرسهم (EPS)

درآمد خالص یک قسمت از قضیه است و باید درآمد هرسهم را مشخص کرد تا بتوان برای مقایسه سهام تعدادی از شرکت‌ها یک معیار داشت و به همین دلیل است که در تحلیل بنیادی به EPS شرکت‌ها نیز توجه می‌شود.

۳ – نسبت P/E

در حالیکه که نباید به نسبت P/E به عنوان تنها معیار ارزش‌گذاری شرکت‌ها نگاه کرد، بازهم می‌توان با نگاه به تاریخچه P/E و سهم یک دید پنج قدم کلیدی برای تحلیل خوب پرایس اکشن خوب نسبت به سهم بدست آورد. نسبت P/E با تقسیم قیمت بر درآمد (EPS) بدست می‌آید، توصیه می‌کنیم این فیلم را در مورد P/E و EPS مشاهده کنید.

۴ – نسبت PEG

آیا یک سهم با نسبت P/E بالا، همیشه بیش از ارزش قیمت‌گذاری شده است؟ لزوما اینگونه نیست زیرا نسبت P/E رشد درآمد را در خود جای نداده است و اینجاست که نسبت PEG وارد می‌شود، این نسبت با تقسیم نسبت P/E به رشد (G) به دست مى آید. نسبت PEG را براى ارزش گذارى سهام شرکت‌هاى کوچک و نیمه بزرگ که سود تقسیمى ندارند می‌توان بکار برد.

پایین بودن این نسبت می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که شرکت زیر ارزش ذاتی می‌باشد و بالا بودن آن نشانه‌ای از بالاتر بودن نسبت به ارزش ذاتی می‌باشد.

۵ – بازدهی سود نقدی (Dividend Yield)

سرمایه‌گذاران عاشق سود نقدی هستند و این موضوعی تعجب آور نیست. بازدهی ناشی از سود نقدی (Dividend Yield) نشان می‌دهد که یک شرکت نسبت به قیمت سهام خود چقدر سود نقدی پرداخت کرده است و با فرمول زیر بدست می‌آید:

تحلیل تکنیکال, تحلیل بنیادی, سود نقدی,

۶ – نسبت بدهی / حقوق صاحبان سهام (D/E یا Debt/Equity)

بطور کلی، سرمایه‌گذاران ارزشی به شرکت‌هایی که بدهی‌ بالایی دارند روی خوش نشان نمی‌دهند. به جای این، آنها رشد درآمدی را ترجیح می‌دهند که با حقوق صاحبان سهام بدست آمده است به جای اینکه از طریق وام و سرمایه‌ی قرضی شکل گرفته باشد. نسبت بدهی / حقوق صاحبان سهام، نشان می‌دهد که شرکت چه مقداری از حقوق صاحبان سهام و بدهی‌ را برای تامین مالی استفاده می‌کند. در این مورد، هرچه نسبت D/E بالاتر باشد، نشان‌دهنده وجود بدهی بیشتر در شرکت است.

۷ – ارزش دفتری

ارزش هر دارایی را آن گونه که در ترازنامه شرکت آمده است،‌ ارزش دفتری می‌نامند. ارزش دفتری هر شرکت، نشان‌دهنده این است که اگر شرکت بخواهد همین‌الان تعطیل شود، ارزش دارایی‌هایی که از خود برجای خواهد گذاشت چقدر خواهد بود. ارزش دفتری به این شکل حساب می‌شود که تمام بدهی‌ها را از تمام دارایی‌ها کسر می‌کنند و آن چه به دست آمده را بر تعداد سهامی که شرکت منتشر کرده و در دست مردم است، تقسیم می‌کنند.

۸ – بازدهی حقوق صاحبان سهام (ROE)

نشان‌دهنده میزان سودی است که یک شرکت نسبت به ارزش دفتری خود می‌سازد. نسبت (ROE) از تقسیم درآمد سالانه بعد از کسر مالیات و سود توزیعی به سهامداران ممتاز بر حقوق صاحبان سهام به دست می‌آید. به عبارت دیگر این شاخص، کارایی یک شرکت و توانایی آن را در کسب سود از محل منابع سهامداران نشان می‌دهد.

برای یادگیری بیشتر تحلیل بنیادی توصیه می کنیم مطلب ۴ صورت مالی بسیار مهم و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی را مطالعه فرمایید

اینفوگرافیک تحلیل بنیادی و تکنیکال

تحلیل تکنیکال چیست؟

یک روش تحلیل در بازارهای سرمایه است که با استفاده از قیمت‌ها، نمودارها و الگوها انجام می‌گیرد. فرایند تحلیل تکنیکال بطور کلی براساس اعداد و ارقام تولیدشده توسط بازار است که به شکل نمودار در می‌آید و در واقع، نمودارها و الگوها جزء اصلی تحلیل تکنیکال هستند.

تحلیل تکنیکال نسبت به تحلیل بنیادی، یک رویکرد نسبتا جدید است که متخصصان سعی می‌کنند آنرا کامل‌تر و بهتر کنند. البته سال‌ها استفاده از آن، باعث شده این نوع تحلیل بخشی جدانشدنی از ابزار کار معامله‌گران در بازار سرمایه باشد. مطالعه تکنیکال احتمالا تنها راهی باشد که توسط معامله‌گران از آن برای تشخیص زمان ورود و خروج از بازار استفاده می‌شود و در معاملات کوتاه‌مدت تنها روشی است که قدرت پیش‌بینی و چیدن استراتژی را به معامله‌گران می‌دهد.

تحلیل تکنیکال براساس سه فرضیه مهم درباره بازار بنا شده است.

اول – تحلیلگران تکنیکال اعتقاد دارند قیمت، همه اطلاعات موجود در بازار را نشان می‌دهد و به عبارت دیگر نیاز به بررسی هیچ چیز دیگری نیست چون هر اطلاعاتی اعم از بنیادی، اخبار و حتی رانت به قیمت‌ منتهی می‌شود و تاثیر خود را روی قیمت می‌گذارد.

دوم – حرکات قیمت‌ تصادفی نیست و از ابزارهای تکنیکال برای کشف روند و الگوهایی که در حرکات قیمت نهفته است می‌توان استفاده کرد.

سوم – روندها و الگوها خود را تکرار می‌کنند. به عبارت دیگر، اطلاعات گذشته به ما دریافتن بینش درست و مسیر احتمالی حرکت قیمت کمک می‌نماید.

در نتیجه این ۳ فرض، تحلیل تکنیکال حرکات قیمت را به عنوان فعالیت آگاهانه جمعی از بازیگران در بازارهای مالی می‌داند که رفتار آنها همواره با احساسات و هیجانات همراه است و این باعث حرکاتی دارای الگو و مسیر قابل پیش‌بینی می‌شود. هدف تحلیل تکنیکال یافتن این الگوها و روندهاست.

مراحل پیشنهادی تحلیل تکنیکال

مرحله اول : سهام موردتوجه را بیابید

با جستجو و تحقیق می‌توانید متوجه شوید در حال حاضر به کدام گروه و پنج قدم کلیدی برای تحلیل خوب پرایس اکشن صنعت بورسی گرایش بیشتری وجود دارد. این اولین و بزرگترین قدم است.

مرحله دوم : استراتژی مناسب و بهتر را پیدا کنید

همه سهم‌ها در قالب یک استراتژی نمی‌گنجد. براساس سهمی که انتخاب کرده‌اید، استراتژی مهم‌تر و مناسب‌تر را برگزینید.

مرحله سوم : ابزار معاملاتی و ابزار تحلیل خود را بشناسید

شما برای انجام معاملات سهام یک حساب معاملاتی نزد کارگزار احتیاج دارید. اگر هنوز یک حساب معاملاتی و کد بورسی ندارید می‌توانید راهنمای دریافت کد بورسی را اینجا بخوانید. همچنین راهنمای استفاده از نرم‌افزار معاملاتی تحت وب آسا نیز برای اطلاع از امکانات نرم‌افزار معاملاتی آسا مطالعه فرمایید.

(ابزار تحلیل تکنیکال پیشنهادی ما به شما پنل تحلیل تکنیکال در سامانه معاملاتی آنلاین آسا است).

مرحله چهارم : ابتدا با سرمایه کم یا روی کاغذ معاملات کنید

ورود در بورس آنهم بدون اینکه دانش کسب کرده باشید اشتباه بزرگی است. پس از انجام تحلیل تکنیکال، پیشنهاد می‌کنیم حداقل اگر علاقه‌ای به معامله روی کاغذ برای ارزیابی خودتان ندارید، با سرمایه‌ی پایینی، استراتژی معاملاتی و مهارت‌تان را بسنجید.

مرحله پنجم : حد ضرر قرار دهید

تاکیدهای بسیاری روی گذاشتن حدضرر می‌شود ولی متاسفانه افراد کمی آنرا به درستی اجرا و رعایت می‌کنند. یکی از مهارت‌های کلیدی موفقیت در بازار، گذاشتن حدضرر مناسب و اجرای بی‌قید و شرط آن است. یافتن نقاط مناسب برای حدضرر با یادگیری درست تکنیکال میسر است.

معایب تحلیل تکنیکال مزایای تحلیل تکنیکال
۱- سیگنال ضدونقیض
استفاده از تعداد زیاد اندیکاتور و سایر عوامل می‌تواند باعث مشاهده سیگنال‌های متفاوت و سردرگمی در سرمایه‌گذار شود.
۱- اطلاع از حجم عرضه و تقاضا
عرضه و تقاضاست که بازار را بالا و پایین ‌می‌برد. به این ترتیب از این حجم می‌توان درباره تمایل سرمایه‌گذاران و معامله‌گران اطلاعات خوبی کسب کرد.
شما می‌توانید تشخیص دهید بازار بطور کلی چگونه است. حجم بالای تقاضا اغلب باعث افزایش قیمت می‌شود و عرضه با حجم بالا، قیمت‌ها را کاهش می‌دهد.
۲- ریسک نادیده گرفتن فاکتورهای بنیادی
تحلیل تکنیکال، فاکتورهای زیرین بنیادی یک شرکت را در بر نمی‌گیرد. این مورد در بلندمدت می‌تواند باعث ریسک بیشتر شود.
۲- تشخیص زمان خروج و ورود
با تحلیل تکنیکال می‌توانید زمان مناسب ورود و خروج به بازار را بدست آورید.
۳- ارائه اطلاعات بدون تاخیر
قیمت‌ها همه چیز را در خود دارند و همه اطلاعاتی که درباره سهم وجود دارد را منعکس می‌کنند. قیمت‌ها کاهش یا افزایش می‌یابند اما در نهایت، قیمت فعلی سهم یک نقطه تعادل برای کلیه اطلاعاتی است که در دست معامله‌گران و سرمایه‌گذاران قرار گرفته است.
۴- تصمیم گیری براساس الگوها
شما می‌توانید از الگوهای قیمتی به عنوان راهنما برای زمان مناسب خرید و فروش استفاده کنید
پنج قدم کلیدی برای تحلیل خوب پرایس اکشن
معایب تحلیل بنیادی مزایای تحلیل بنیادی
۱- درست است که با تحلیل بنیادی می‌توان به خطای بازار پی برد و سهامی که پایین‌تر از ارزش ذاتی معامله می‌شود را تشخیص داد اما هیچ شاخصی وجود ندارد که با آن بتوانیم زمان حرکت سهم به سمت ارزش ذاتی را متوجه شویم. ۱- روش‌ها و راهکارهایی که برای تحلیل بنیادی به کار می‌رود براساس داده‌های مالی است و این مورد جایی برای تعصب شخصی باقی نمی‌گذارد. (البته استثنا وجود دارد)
۲- زمان‌بر بودن و نیاز به مطالعه و تحقیق بسیار برای انجام تحلیل
انجام تحلیل‌ برای صنعت، مدل‌سازی مالی و ارزش‌گذاری سهام کار ساده‌ای نیست. اینکار می‌تواند بسیار پیچیده شود و میزان زیادی کار برای انجام درست آن لازم باشد.
۲- تحلیل بنیادی، وضعیت اقتصاد در بلندمدت، آمارهایی مانند مصرف‌کنندگان و گرایش آنها و تکنولوژی را نیز در نظر می‌گیرد. داده‌های بسیاری در یک تحلیل بنیادی می‌تواند تحلیل شود.
۳- فرضیات و اطلاعات غلط
فرضیات یک نقش حیاتی در پیش‌بینی مسائل اقتصادی ایفا می‌کنند. بنابراین مهم است که بدترین و بهترین سناریو در نظر گرفته شود. رکود اقتصادی غیرمنتظره، تغییرات سیاسی یا قانون‌گذاری می‌تواند مشکلاتی را در این تحلیل ایجاد کند.
۳- محاسبه سیستماتیک ارزش دارایی، می‌تواند ارزش را بصورتی دقیق مشخص کند و در نتیجه تصمیمات دقیق‌تری برای خرید یا فروش به ما بدهد (با فرض محاسبه درست)
۴- درک بهتر، حسابداری دقیق و تحلیل صورت‌های مالی در تحلیل بنیادی کمک می‌کند تا اندازه‌گیری همه چیز بهتر انجام شود.

نتیجه گیری

هر دو تحلیل برای ارزیابی و تحلیل بورس و سهام کارایی دارند. استراتژی و نگرش شما در سرمایه‌گذاری یا معامله‌گری مشخص می‌کند کدام تحلیل برای شما مفیدتر است. بسیاری از حرفه‌ای‌های بازار توصیه می‌کنند همزمان از هر دو تحلیل برای انتخاب سرمایه‌گذاری و سهام مناسب جهت خرید استفاده نمود. قبل از گرفتن تصمیم، بهتر است نگاهی متعصبانه به یک نوع تحلیل نداشته باشید و این دو تحلیل را با عمق بیشتری مورد مطالعه و تحقیق قرار دهید. مطالعه و یادگیری تحلیل بنیادی و تکنیکال می‌تواند از طریق فیلم‌‌های آموزشی یا دوره‌ها و کلاس‌های حضوری آموزش بورس توسط کارگزاری آگاه برگزار می‌شود صورت بگیرد.

نظرات و تجربیات شما درباره این دو نوع تحلیل می‌تواند برای خوانندگان بلاگ سودمند باشد، پس در بخش دیدگاه، هر نکته یا نظری که فکر می‌کنید مفید است را در جهت تکمیل کردن این مطلب ارائه دهید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا