فارکس اسلامی در ایران

مدیریت راهبردی چیست

بهترین کتاب‌های مدیریت استراتژیک که به کسب و کار شما رونق فراوانی می‌بخشند!

اگر صاحب مجموعه‌ای تجاری باشید احتمالاً درباره اهمیت بالای آموزه‌های مدیریت استراتژیک در رونق کسب‌وکار شنیده‌اید؛ در این مطلب با برخی‌ از بهترین کتابهای این مدیریت راهبردی چیست زمینه آشنا خواهیم شد.

در تجارت جهان امروز، بعید است فرد و یا سازمانی را یافت که بدون توجه به مدیریت استراتژیک و برنامه‌ریزی دقیق، توانسته باشد در رقابت با همتایان تجاری خود به موفقیت برسد. به همین خاطر است که اقتصاددانان و متخصصان حوزه مدیریت راهبردی، در سالیان اخیر کتاب‌های مختلفی را درمورد کاربرد مدیریت استراتژیک در پیشرفت مشاغل به انتشار رسانده‌اند.

شما هم اگر صاحب مجموعه‌ای تجاری هستید و قصد دارید که در ماراتن کسب و کار از رقبا عقب نمانید، بهتر است از همین حالا در برنامه روزانه خود، مدت زمان مناسبی را برای مطالعه‌ی این کتاب‌ها، کنار بگذارید.

مدیریت راهبردی چیست و چرا خواندن کتاب‌های مدیریت استراتژیک اهمیت دارد؟

یک کسب و کار تجاری بدون هدف‌گذاری بلند مدت و دقیق، نه تنها قادر به پیشرفت نیست، بلکه در روند فعالیتش، دیر یا زود با خسارت‌های غیرقابل جبران و خطر تعطیلی روبه‌رو خواهد شد. درحالی که با بکارگیری روش‌های نقل شده در کتاب‌های مدیریت راهبردی و استراتژیک، سازمان‌ها علاوه بر اینکه از خطر ورشکستگی دور می‌مانند، می‌توانند در مدت زمان کوتاهی، شاهد پیشرفتی چشمگیر در ابعاد مختلف کسب و کارشان باشند.

مدیریت استراتژیک، برنامه‌ای عملی‌ست که با ترسیم طرح‌هایی برای دستیابی به اهداف سازمان و تدوین سیاست‌های مالی شرکت، منابع را برای اجرای دقیق هر یک از برنامه‌‌ها تخصیص می‌دهد. هدف نهایی مدیریت استراتژیک این است که سازمان‌ها با برنامه‌ریزی اصولی در تمام زمینه‌ها، نسبت به رقبای خود برتری کسب کنند.

درک انتظارات مشتری، تغییرات بازار جهانی و چگونگی شرایط رقابت، مستلزم توسعه نگرشی استراتژیک است. توسعه این نگرش تنها هنگامی می‌تواند صورت پذیرد که بهترین کتاب‌های مدیریت استراتژیک را به‌صورت جامع و دقیق مطالعه کرده باشیم.

از آنجایی که این آثار توسط بزرگ‌ترین صاحب‌نظران این حوزه به‌نگارش درآمده‌اند، اطمینان حاصل می‌کنیم که بکارگیری توصیه‌های نوشته شده آنها، تاثیر بسزایی در پیشرفت شغلی ما خواهد داشت.

پس اگر شما هم کنترل مجموعه‌ای تجاری را برعهده دارید، بیش از این زمان را از دست ندهید. همین حالا با مطالعه و دانلود کتاب‌های مدیریت استراتژیک به صورت پی دی اف (PDF) و یا کتاب صوتی، به کسب و کار خود وسعت چندبرابری ببخشید.

گفتنی‌ست که برای راحتی بیشتر شما در انتخاب از بین ده‌ها اثر مختلف این حوزه، برخی از داغ‌ترین و بهترین کتاب‌های مدیریت استراتژیک در پایین صفحه به شما پیشنهاد شده است.

نگرش استراتژیک چیست؟

نگرش استراتژیک

معرفی نگرش استراتژیک زمانی که بشر به زندگی اجتماعی روي آورد، اندیشه مدیریت را نیز در زندگی خود وارد کرد. در حقیقت، پیدا شدن این اندیشه به روزگاري باز میگردد که انسان براي نخستین بار کوشید تا به هدفهاي خود را از طریق همکاري گروهی دست یابد . به جر أت میتوان گفت اندیشه مدیریت از بدو زندگی اجتماعی انسانها وجود داشته است. مدیریت در زندگی همه انسانها وارد شده است و نقش مهمی را بازي می کند. براي مدیریت سه رکن می توان تعریف کرد که عبارتند از: سازمان، مدیر و مدیریت. این ارکان با هم ارتباط متقابل داشته و هر کدام در ارتباط با هم معنادار خواهند بود. نگرش استراتژیک استونر، سازمان را پدیدهاي اجتماعی به شمار میآورد که به طور آگاهانه تشکیل و هماهنگ شده، داراي حدود و ثغور نسبتاً مشخصی است و افراد در آن براساس یک سلسله مبانی دائمی براي تحقق اهدافی خاص فعالیت می کنند. با این نگاه، می توان سازمان را به این صورت تعریف کرد: گروهی متشکل از دو یا چند تن که در محیطی با ساختار منظم و از پیش تعیین شده براي نیل به اهداف گروهی با یکدیگر همکاري میکنند. طبق نظر رابینز، سازمانها براي نیل به اهداف و اجراي برنامه ها و تأمین منابع به مدیرانی نیاز دارند که آنها را در این جهت هدایت کنند. سازمان بدون مدیر نمی تواند اهدافش را محقق سازد. از نظر هنري فایول پنج وظیفه مدیر شامل برنامه ریزي، سازماندهی، هدایت و رهبري، هماهنگی و کنترل است. از تعاریف جدیدتر میتوان از کونتز و رودانل نام برد که وظایف مدیر را برنامه ریزي، سازماندهی و کنترل، ، « هماهنگی » نیز نظریه پرداز متأخري است که با حذف « گیبسن » . کرده اند عنوان کرده است. مدیریت در کنار سازمان و مدیر به عنوان رکن سوم قرار میگیرد. نگرش استراتژیک مدیریت عبارت است از فرآیندي براي حل مسائل مربوط به تأمین هدف هاي سازمانی به نحو مطلوب از طریق استفاده مؤثر و کارامد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر. مدیریت فرایند به کارگیري مؤثر و کارامد منابع مادي و انسانی در برنامه ریزي، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که براي دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت میگیرد. هر علم داراي اهدافی است. براي مثال هدف علم پزشکی سلامت بشر و یا هدف علوم مهندسی، مدیریت راهبردی چیست افزایش ثروت فیزیکی به کمک تبدیل منابع طبیعی به منابع فیزیکی از طریق طراحی و ساخت جاده ها، نیروگاه ها، پالایشگاه ها، کارخانجات و غیره میباشد، هدف علم مدیریت چیست؟ براي علم مدیریت، میتوان در مجموع، چه در سطح کلان و یا در سطح خرد، در هر اندازه و فعالیتی و همینطور چه حقیقی و یا حقوقی، اهدافی را به عنوان اهداف عام یا اهداف عمومی تعیین کرد. لغت عمومی در اینجا به معناي عام بودن است، یعنی هدفی که در تمام سیستمها و در هر اندازه و فعالیتی صادق باشد. اهداف خاص، تابع هر سازمان است، یعنی ممکن است از یک سازمان به سازمان دیگر متفاوت باشد. بنابراین، اهداف خاص که میتوان به آن اهداف سازمان نیز گفت تابعی از زمان و مکان میباشند، یعنی موقعیت مکانی (این سازمان و یا آن سازمان) و موقعیت زمانی روي این اهداف تأثیرگذار هستند. نگرش استراتژیک در همه جوامع بشري، بهره وري کلید اصلی خوشبختی و رفاه است، که خود وابسته به نحوه کار و بازدهی واحدهاي تولیدکننده کالاها وخدمات یعنی سازمانها، مؤسسات، شرکت ها، کارخانه ها، وزارتخانه ها، ادارات، مغازه ها، مزارع، مدارس و… است و بازدهی این نهادها بستگی به میزان ارزش افزوده آن ها دارد. افزایش بهره وري این واحدها تنها ناشی از تغییر وتحولات درونی افراد نیست، بلکه سیاست هاي مدیریت می تواند ایجاد انگیزه کرده و فضا را براي افزایش بهره وري مهیا سازد. بهره وري یک فرهنگ و یک نگرش عقلانی به کار و زندگی است که هدف آن هوشمندانه تر کردن فعالیت ها براي دستیابی به زندگی بهتر و متعالی تر است. خلاقیت و نوآوري یکی از هدفهاي عام مدیریت و یکی از مهترین عوامل ایجاد بهرهوري پایدار در سازمان است. خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین براي بهبود و ارتقاء کمیت یا کیفیت فعالیت هاي سازمان؛ مثلا افزایش بهره وري، افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزین هها، تولیدات یا خدمات از روش بهتر، تولیدات یا خدمات جدید و غیره است. منظور از نوآوري، خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است. به عبارت دیگر نوآوري یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار است؛ نوآوري بکارگیري توانایی هاي ذهنی براي ایجاد یک مدیریت راهبردی چیست فکر یا مفهوم جدید است. کیفیت زندگی کاري سومین هدف عام مدیریت است و سه استفاده رایج از این اصطلاح موجود دارد. اول اینکه کیفیت زندگی کاري اشاره به مجموعه اي از نتایج براي کارکنان نظیر رضایتمندي شغلی، فرصت هاي رشد روانشناختی، امنیت شغلی، روابط مناسب کارفرما، کارکنان و میزان پایین حوادث دارد. همچنین کیفیت زندگی کاري به مجموعه اي از کارها یا عملکردهاي سازمانی نظیر مدیریت مشارکتی، غنی سازي شغلی، سیستم پرداختی که عملکرد خوب را تشویق میکند، تضمین شغلی و شرایط کاري مطمئن اشاره دارد. براي دستیابی به اهداف مدیریت نیازمند ابزارهایی هستیم. به آنها ابزارهاي مدیریت، عناصر مدیریت، عناصر حرکت و یا عناصر تغییر نیز گفته م یشود. این ابزارها شامل برنامه، ساختار، منابع انسانی و فناوري هستند. برنامه نشان دهنده کاري است که سازمان باید انجام دهد. ساختار سازمانی نشان دهنده روابط بین عوامل انجام کار است و منابع انسانی هم نیروي انسانی انجام دهنده کارها هستند و فناوري، به عنوان روش یا نحوه انجام کار است. اگر چه اولویت بندي بین این ابزارها بر اساس دیدگاههاي مختلف متفاوت خواهد بود، اما بر اساس تفکر فرآیندي، برنامه را می توان در اولویت اول و سایر ابزارها را در اولویت دوم قرار داد. کنترل را هم می توان به عنوان اولویت سوم در نظر گرفت. نگرش استراتژیک در تفکر فرایندي، مدیریت شامل سه وظیفه برنامه ریزي، اجرا و کنترل است. برنامه ریزي شامل مقصد و مسیر است . در برنامه ریزي مقاصد یا اهداف مشخص شده و در کنار آن، مسیرهایی دستیابی نیز تعیین می شوند. اجرا به ایجاد زمینه لازم براي تحقق برنامه اشاره دارد. کنترل به صحت برنام هریزي و اجرا می پردازد. نگرش استراتژیک در کنار تفکر فرایندي، می توان از تفکر مکمل دیگري بهره گرفت که همان تفکر استراتژیک است. تفکر استراتژیک در دهه اخیر مطرح گردیده و موضوعات را در دو سطح عینی و ذهنی طبق هبندي می کند. هدف این است که به موضوعات پیرامونی در سطح مفهومی و مصداقی توجه شود. در سطح استراتژیک مسائل به صورت ذهنی، مفهومی، نظري و کیفی بیان می شوند ولی در سطح عملیاتی مسائل به صورت عینی، مصداقی، عملی و کمی عنوان میشوند. مسائل ذهنی یک ذهنیت روشن قبل از عمل میدهند و یک نتیجه نظري یا مفهومی ارائه میکنند که مبناي عملی (عملیاتی شدن ) قرار میگیرد. تئوري هاي استراتژیک میان دو مفهوم عینیت و ذهنیت وحدت ایجاد م یکنند. بر این اساس مسائل به دو سطح استراتژیک و عملیات تقسیم می شوند. سطح استراتژیک (مفهومی ) مربوط به مسائل ذهنی است و سطح عملیات (مصداق) مسائل عینی را تحت پوشش قرار م یدهد. با توجه به اینکه تفکر استراتژیک را می توان در تمام موضوعات به کار برد، سه وظیفه مدیریت را هم م یتوانیم با تفکر استراتژیک بررسی کنیم. در این صورت الگوي عمومی مدیریت معرفی می شود که داراي دو سطح استراتژیک و عملیاتی است. در هر سطح نیز فرایند سه مرحل هاي وجود دارد. نگرش استراتژیک بر اساس الگوي عمومی مدیریت، مدیریت استراتژیک فرآیندي است که در آن برنام هریزي استراتژیک صورت گرفته و طرحی کامل در راستاي پیاد هسازي استراتژیها و نیز کنترل و ارزیابی آنها ارائه م ی گردد . به بیان ساد ه تر مدیریت استراتژیک داراي سه مرحله اصلی است که در مرحله نخست برنامه استراتژیک تدوین شده (برنامه ریزي استراتژیک )، در مرحله دوم زمینه لازم براي اجراي استراتژیها آماده شده (اجراي استراتژیک) و در مرحله سوم صحت و اعتبار برنامه ریزي و اجراي استراتژیک الگوي برنامه ریزي استراتژیک در برنامه ریزي استراتژیک مقاصد و مسیرهاي آرمانی تعیین می شوند. مقاصد آرمانی شامل شناسایی ماموریت، چشم انداز و ارزشها است و همچنین اهداف استراتژیک است. این مقاصد با توجه به چهار مطالعه تعیین می شوند. در کنار مقاصد آرمانی، مسیرهایی هم در راستاي آنها باید شناسایی شود. این مسیرها بر پایه مطالعه محیط داخلی و خارجی و مقایسه بین آنها تعیین می شوند. نگرش استراتژیک

مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی مفهومی ورای وضع و تدوین قوانین مدیریتی رایج است. مدیریت استراتژیک نگاهی روبه جلو دارد و به اهداف و چشم‌انداز آینده‌ سازمان مربوط می‌شود و عملکرد بلندمدت شرکت را تعیین می‌کند، به همین علت در سطح مدیران ارشد اجرا می‌شود. این شیوه‌ی مدیریت، خلاقیت و نوآوری زیادی به همراه دارد.

مدیریت استراتژیک و برنامه ‌ریزی استراتژیک شباهت‌های زیادی هم دارد و گاهی در دنیای کسب وکار نمی‌توان آنها را از یکدیگر تفکیک کرد. برنامه استراتژیک شامل 5 گام برنامه، ترفند، الگو، موقعیت، دیدگاه است. این کار نیز در سطح بالای مدیریت اجرا می‌شود اما مهم‌ترین تفاوت با مدیریت در تعداد مراحل آن است. در برنامه‌ریزی استراتژیک تنها با یک مرحله به نام تدوین استراتژی روبه‌رو می‌شویم اما مدیریت 4 مرحله را دربرمی‌گیرد.

مراحل مدیریت استراتژیک چیست؟

  1. تحلیل موقعیت
  2. تدوین استراتژی‌ها
  3. اجرای استراتژی ها
  4. ارزیابی استراتژی ها

مدیر استراتژیک وظیفه‌ی راهنمایی مدیران رده پایین را دارد، علاوه بر آن باید استراتژیهای تعیین شده را در پایان برنامه‌ها مورد ارزیابی قرار دهد. برنامه‌ریزی‌های مالی، پیش‌بینی رشد سازمان از دیگر وظایف این شخص به شمار می‌آید. تدوین استراتژی کار آسانی نیست و به تجربه و تفکر استراتژیک احتیاج دارد در چنین شرایطی مدیریت با فرآیندهای سازمانی دشوار و محدودیت‌های زیادی نظیر منابع مالی، منابع انسانی روبه‌رو می‌شود که کار بسیار پیچیده و دشوار می‌کند. مدیریت استراتژیک مانند قطعات یک پازل از بخش‌های گوناگونی ساخته شده است. وظایف این قطعات تحلیل محیط بیرونی و داخلی کسب وکار، ساختار، فرهنگ، کنترل سازمانی و. است . حوزه‌های بازاریابی، حسابداری، منابع انسانی، تحقیق و توسعه، فناوری و محتوا را دربرمی‌گیرد.

مدیریت استراتژیک بدون وجود یک فرایند سازمانی و برنامه‌ریزی دقیق بی‌نتیجه خواهد ماند بنابراین افرادی که به این حوزه علاقمندن باید مهارت‌های خاصی را در خود پرورش دهند. ایده‌پردازی، و نگرش خلاق از ملزومات اصلی تفکر استراتژیک است. نگرش موشکافانه و پرسش‌گرانه، تفکر ترکیبی و به کار گرفتن داده‌های سخت و داده‌های نرم و نگرش تجربه‌گرا و نتیجه‌گرا از دیگر ویژگی‌های یک مدیر راهبردی است.

آشنایی با اصول استراتژیک اولین قدم برای آموختن مدیریت راهبردی است. بهترین کتاب‌های مدیریت استراتژیک نظیر کتاب استراتژی اقیانوس آبی، کتاب استراتژی محتوا برای وب، کتاب استراتژی قیمت گذاری، کتاب استراتژی حل مسئله، کتاب استراتژی منابع انسانی و کتاب تفکر استراتژیک را می‌توان در فیدیبو مشاهده کرد. علاوه بر این آثار، می‌توان ترجمه مقاله‌های مهم و سایر کتاب مدیریت را از فیدیبو تهیه کرد.

برنامه ریزی راهبردی چیست

بیشتر برنامه­ ریزی ها بر اساس دیدگاه عقلایی، دارای شکل آرمانها و اهداف طرح ها و اقدامات و منابع مورد نیاز می­ باشند. در این مدلها ، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبیین شده ، سپس طرح ها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع مورد نیاز برای انجام برآورد می­ گردند. تغییر در شرایط محیط، سیاستها، نگرشها، دیدگاه­ها، ساختارها، نظامها و … عواملی هستند که بر آرمانها و اهداف برنامه­ ریزی تاثیر گذاشته و در نهایت باعث تغییر برنامه می­ گردند .

برنامه­ ریزی در شکل عقلایی فوق، ظرفیت و تمانایی مقابله با تغییرات سریع محیط بیرون را ندارد و به شکست می انجامد. این شرایط موجب رشد این تفکر شد که در برنامه ریزی باید بتوان مطابق با تغییرات، جهت حرکت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت. این نگرش زمینه ساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد.

برخلاف برنامه­ ریزی سنتی که در آن آرمانها و اهداف تعیین می­ شوند، هدف برنامه ریزی راهبردی، تبیین و تدوین استراتژی است. امروزه به دلیل پیچیدگی در عناصر محیط خارج و ارکان داخلی سازمان، مدیریت بر سازمانها پیچیده تر از گذشته شده و در نتیجه وظیفه مدیریت را خطیر نموده است.

برنامه ریزی راهبردی، فرایند بررسی موقعیت فعلی و مسیر آینده سازمان، تنظیم اهداف، تدوین استراتژی برای تحقق و اندازه گیری نتایج اهداف بلندمدت سازمان و انتخاب فعالیتهای لازم برای تحقق آنها در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاشهای سازمانی برای نیل به اهداف و رسالت بلندمدت با توجه به امکانات و محدودیتهای درونی و بیرونی است.

مدیریت راهبردی چیست برنامه ریزی راهبردی کوششی است برای اتخاذ تصمیم های اساسی و انجام اعمالی که ماهیت سازمان، نوع فعالیتها و دلیل انجام آن فعالیتها توسط سازمان را شکل داده و مسیر می­ بخشد . همان طور که استراتژی نظامی پیروزی در جنگ است، برنامه ریزی استراتژیک نیز انجام ماموریتهای سازمان را دنبال می­ کند.

برنامه ریزی راهبردی دوراندیشی سازمان یافته ای است که مراحل زیر را در بر دارد:

الف- تعیین مأموریتها و هدفهای دور برد
ب- تفکیک مأموریتها به هدف های کمی و کیفی کوتاه مدت، که این عمل را در اصطلاح هدفگذاری می­ نامند.
ج- تعیین خط مشی ها سیاستها
د- طرح ریزی و برنامه ریزی اجرایی (تاکتیکی).

برنامه ریزی راهبردی انتظار می رود تا امکان مانور سازمان در محیط متغیر را برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده فراهم سازد. برنامه ریزی راهبردی به پایان دوره زمانی مورد نظر جهش می کند و سپس به عقب باز می گردد تا مشخص سازد که در فواصل زمانی مختلف، مدیریت راهبردی چیست چه اقدام هایی باید انجام پذیرد و به ویژه در زمان حاضر چه کارهایی باید انجام شود تا احتمال دست یابی به اهداف پیش بینی شده در زمان های مقرر قطعی شود.

در این نوع برنامه ریزی، دقت در جزئیات برای یک پیش بینی اهمیتی ندارد چرا که چنین دقتی بیشتر در اهداف کوتاه مدت و بودجه ­های یک برنامه اجرایی سالیانه مهم است. به همین دلیل نه عبارات طولانی و نه محاسبات ریز، بلکه ایده ­ها و فرصتها، هسته اصلی برنامه ریزی استراتژیک را تشکیل می­ دهند. در برنامه ریزی استراتژیک فعالیتهای نیل به هدف پیش بینی شده و باید به صورت جزئی، مشخص، قابل سنجش کمی یا کیفی، واقع بینانه و هم راستا با سیاستهای حاکم باشد. لذا دربرنامه ریزی راهبردی بهتر است ویژگی­هایی مانند انعکاس ارزشهای حاکم بر جامعه، توجه به سئوال اصلی و اساسی سازمان، تعیین چارچوبی برای برنامه ریزی عملیاتی سازمان و جهت بخشی به آنها، مد نظر باشد.

در خلال برنامه ریزی راهبردی و به شش سوال زیر پاسخ داده می شود:

۱) چه اقدامات، فعالیتها و عملیاتی باید انجام گیرند؟

۲) اقدامات، فعالیتها و عملیات با چه شیوه و روشهایی باید انجام گیرند؟

۳) برای انجام فعالیتها و عملیات با شیوه های مدیریت راهبردی چیست مشخص شده، چه سازماندهی لازم است؟

۴) اقدامات، فعالیتها و عملیات در چه زمانهایی باید انجام گیرند؟

۵) برای انجام اقدامات، فعالیتها و عملیات در زمانهای مقرر، چه امکانات و منابعی لازم است؟

۶) انجام فعالیتها و انجام عملیات در زمانهای مقرر، در کجا و کدام واحد سازمانی باید انجام گیرند؟

از آنجا که مدیران ارشد نسبت به مدیران میانی معمولاً درک بهتری از سازمان دارند و مدیران میانی نسبت به مدیران ارشد از جزئیات عملیات روزمره سازمان بیشتر آگاه اند لذا برنامه ­های استراتژیک عمدتا توسط مدیریت ارشد و برنامه های عملیاتی توسط مدیران میانی تدوین می شود.

برنامه ریزی راهبردی گونه­ای از برنامه ریزی است که در آن هدف، تعریف و تدوین استراتژی هاست. فرآیند برنامه ریزی راهبردی اساساً فرآیندی هماهنگ مدیریت راهبردی چیست کننده بین منابع داخلی سازمان و فرصتهای خارجی آن می باشد . هدف این فرآیند نگریستن از درون پنجره استراتژیک و تعیین فرصتهایی است که سازمان از آنها سود می برد و یا به آنها پاسخ می دهد. بنابراین فرآیند برنامه ریزی راهبردی یک فرآیند مدیریتی است، شامل هماهنگی قابلیتهای سازمان با فرصت های موجود. این فرآیند گام به گام است و برای هر گام آن دستورالعملهای مشخصی تجویز شده است. محصول فرآیندهای این رویکرد به ندرت یک استراتژی خلاقانه و تحول آفرین است و روشهای مربوط بیشتر بر انتخاب مناسب ترین الگوی استراتژی از میان الگوهای شناخته شده متکی هستند. رویکرد تجویزی، ذهن انسان را در قالب یک فرآیند گام به گام به پیش می برد و این خود مانع بزرگی برای پرواز ذهن به اوج می باشد.

در تعریفی دیگر برنامه ریزی راهبردی روشی مدیریتی است که به سازمان در اجرای بهتر کارها، متمرکز کردن منابع و انرژی، اطمینان از هم راستا بودن تلاش اعضا و کارکنان و ارزیابی موقعیت و تطبیق درست در رویارویی با محیط متغیر کمک می کند. یک تلاش سازمان یافته، منسجم و منضبط، برای تصمیم­ گیری و انجام کارهای بنیادین است، که به عنوان راهنما، پیش بینی سازمان از آینده را نشان می دهد. برنامه ریزی راهبردی ، چارچوب و جهت گیری روشنی برای مدیریت سازمان و نیز دورنمای اهداف مشترکی برای همه دست اندرکاران سازمان فراهم می آورد تا توانایی تنظیم و شناخت اولویت ها در تخصیص منابع و موقعیتها را ایجاد و تقویت کند. از اینرو، مدیریت در شرایط بحرانی را ساده می کند.

برنامه ریزی راهبردی بر این اندیشه استوار است که یک سازمان باید در برابر یک محیط پویا و متغیر، واکنش داشته باشد. بنابراین برنامه ریزی بر مدیریت راهبردی چیست تصمیم هایی تأکید دارد که از توانایی سازمان برای انجام واکنش درست در برابر دگرگونیهای محیطی اطمینان حاصل کند.

برنامه ریزی استراتژیک سازمان را با محیطش تطبیق می دهد، زمینه ای برای دسترسی به اهداف ایجاد می کند، چارچوب و جهتی برای سازمان فراهم می کند تا به آینده دلخواه خود برسد. چارچوبی به وجود می آورد که با تجزیه و تحلیل کامل سازمان، محیط داخلی و خارجی و پتانسیل های سازمان در آن چارچوب می توان به مزیت رقابتی دست یافت. این امر سازمان را قادر می ­کند تا به روندها، اتفاقات، چالشها و فرصتهای به وجود آمده، از طریق چارچوبی که از بینش و ماموریت ایجاد شده توسط فرایند برنامه ریزی استراتژیک پاسخ دهد.

مک کن برنامه ­ریزی استراتژیک را فرایندی برای بازسازی و انتقال سازمانی می ­داند. به نظر او در برنامه ­ریزی بلند مدت اهداف و پیش بینی ها براساس فرض ثبات سازمان است، در حالی که در برنامه ­ریزی استراتژیک، نقش سازمان در محیط آن بررسی می شود.

برنامه ریزی استراتژیک باعث می ­شود تا سازمان فعالیتها و خدماتش را برای برآوردن نیازهای درحال تغییر محیط تطبیق دهد. این برنامه ریزی نه تنها چارچوبی برای بهبود برنامه ­ها ارائه می کند بلکه چارچوبی برای ساختاردهی مجدد برنامه ­ها، مدیریت و همکاریها و نیز برای ارزیابی پیشرفت سازمان دراین زمینه ها ارائه می کند.

برنامه ریزی استراتژیک، آینده را پیش گویی نمی کند ولی یک مدیر را می­ تواند در موارد زیر یاری کند

الف) فائق آمدن مؤثر بر مقتضیات آتی

ب) ارائه فرصت به موقع، برای تصحیح خطاهای اجتناب ناپذیر

ج) کمک به تصمیم گیری درست در زمان مناسب

د) تمرکز بر اعمالی که برای رسیدن به آینده مطلوب باید انجام شوند.

شرکت فرآیند بهبود پارسیان مشاور در زمینه برنامه ریزی راهبردی برای ارگان ها، سازمان ها و شرکتها با بیش از ده سال سابقه می باشد. جهت مشاوره با کارشناسان و یا هرگونه سوال در زمینه امور برنامه ریزی راهبردی برای سازمان ها و شرکت ها با ما تماس حاصل نمایید.

تصاویر زیر مربوط به جلسات برنامه ریزی راهبردی فرآیند بهبود پارسیان و مدیران شرکت آب منطقه ای قزوین می باشد.

مدیریت ورزشی گرایش مدیریت راهبردی در سازمان‌های ورزشی

رشته مدیریت ورزشی شامل مجموعه یافته های علمی در حوزه مدیریت و سازمان می باشد. در این رشته دانشجویان پس از فراگرفتن دانش مدیریت و کسب تجارب مدیریت متخصصین ارزنده ای خواهند شد که می توانند نقش مهمی در اداره امور سازمان های ورزشی ایفا نمایند.

نقش و توانایی

دانشجویان پس از گذراندن این دوره توانایی ها و مهارت هایی کسب می کنند که عبارت است از:

» توانایی انجام مسئولیت های دبیر، نایب رییس و هریک از اعضای هیئت رئیسه فدراسیون های ورزشی

» ریاست در کلیه هیئت مدیریت راهبردی چیست های ورزشی استان های کشور

» عضو هیئت مدیره و مدیریت باشگاه های ورزشی کشور

» انجام خدمات مشاوره ای در باشگاه ها و سازمان های ورزشی

» برگزاری کارگاه های آموزشی برای سازمان های ورزشی

» عضویت در شوراهای راهبردی طرح های جامع ورزشی

فهرست دروس کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی گرایش مدیریت راهبردی در سازمان های ورزشی

دروس جبرانی
ردیف عنوان درس تعداد واحد
۱ زبان تخصصی ۲
۲ کاربرد رایانه در ورزش ۲

بر اساس آیین نامه وزارت علوم همه دانشجویان موظف به گذراندن دو درس جبرانی بدون احتساب در تعداد واحدهای گذرانده می باشند.

دروس پایه
ردیف عنوان درس تعداد واحد
۱ زبان تخصصی روش تحقیق در مدیریت ورزشی ۲
۲ تحلیل آماری و کاربرد نرم افزارهای آماری در ورزش ۲
۳ اصول و مبانی مدیریت ۲

دروس تخصصی
ردیف عنوان درس تعداد واحد
۱ مدیریت عملکرد در سازمان های ورزشی ۲
۲ سمینار در مدیریت استراتژیک ورزش ۲
۳ برنامه ریزی استراتژیک ۲
۴ نظارت و ارزشیابی در سازمان های ورزشی ۲
۵ مدیریت بازاریابی در ورزش ۲
۶ مدیریت مالی و اداری در ورزش ۲
۷ نظریه های سازمان و مدیریت ۲

دروس اختیاری
ردیف عنوان درس تعداد واحد
۱ مدیریت منابع انسانی در ورزش ۲
۲ کاربرد مدیریت کیفیت در ورزش ۲
۳ یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در ورزش ۲
۴ مدیریت فناوری اطلاعات در ورزش ۲
۵ مدیریت رفتار سازمانی ۲
۶ مدیریت روابط عمومی و بین المللی در ورزش ۲

دانشجویان ملزم به گذراندن ۶ واحد اختیاری می باشند که از بین واحدهای اختیاری بر اساس برنامه ریزی گروه آموزشی این سه درس به دانشجویان داده خواهد شد. ۶ واحد دیگر نیز در صورتی که دانشجویان در شیوه آموزش محور باقی بمانند به جای ۶ واحد پایان نامه باید توسط دانجویان اخذ و گذرانده شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا