بهترین پلت فرم برای تجارت گزینه های در ایران

تحلیل فاندامنتال بازار سهام

در بازارهای جهانی اگر معامله گری بخواهد یک تحلیل را انتخاب کند قطعا تکنیکال بر فاندامنتال ارجح است چون همیشه تاثیر فاندامنتال بر روی قیمت لحاظ شده و به علت حجم بالای معامله(معاملات تریلیون دلاری) پیش بینی رفتار قیمتی بسیار کارسازتر است

رابطه بازار سهام جهانی با بازار ارز

آیا می دانید که از بازارهای سهام نیز می توان برای کمک به سنجش حرکت ارز استفاده کرد؟ می توانید از شاخص سهام به عنوان گوی بلورین فارکس استفاده کنید، بر اساس آنچه در تلویزیون مشاهده می کنید، آنچه در رادیو می شنوید و آنچه در روزنامه می خوانید به نظر می رسد که بازار سهام نزدیک ترین ارتباط را با بازار مالی دارد، قطعا معامله هیجان انگیز است زیرا می توانید شرکت هایی را بخرید که محصولاتی می سازند که بدون آنها نمی توان زندگی کرد.

یک نکته را به یاد داشته باشید که به منظور خرید سهام از یک کشور ابتدا باید ارز محلی را داشته باشید.

برای سرمایه گذاری در سهام ژاپن، سرمایه گذار اروپایی ابتدا باید یوروهای خود را به ین ژاپن تبدیل کند. این افزایش تقاضا برای ین باعث می شود که ارزش ین افزایش یابد. از سوی دیگر فروش یورو موجب افزایش عرضه آن می شود که موجب کاهش ارزش یورو می شود. وقتی چشم انداز بازار سهام خاصی خوب به نظر می رسد پول بین المللی به داخل جریان می یابد از سوی دیگر هنگامی که بازار سهام تقلا می کند، سرمایه گذاران بین المللی پول خود را بیرون می کشند و دنبال محل مناسب برای پارک پول های خود می گردند.

حتی اگر شما به عنوان معامله گر فارکس سهام را معامله نکنید باز هم باید به بازار سهام در کشورهای بزرگ توجه کنید. اگر بازار سهام در یک کشور شروع به ارائه عملکرد بهتر نسبت به بازار سهام در کشور دیگری می کند باید آگاه باشید که پول احتمالا در حال حرکت از کشور با بازار سهام ضعیف به کشور با بازار سهام قوی تر است. این می تواند به افزایش در ارز پول برای کشور با بازار سهام قوی تر منجر شود، در حالی که ارزش پول کشور با بازار سهام ضعیف تر می تواند کاهش یابد. ایده کلی این است:

بازار سهام قوی = ارز قوی ، بازار سهام ضعیف = ارز ضعیف

اگر ارز را از کشور با بازار سهام قوی تر بخرید و ارز کشور با بازار سهام ضعیف تر را بفروشید به طور بالقوه سود می کنید.

شاخص های اصلی سهام جهانی

میانگین صنعتی داو جونز یکی از شاخص های برتر در آمریکا است. داو به اندازه گیری نحوی معامله 30 شرکت برتر دولتی می پردازد. به رغم نامش، این شرکت ها زیاد ربطی به تولید صنعتی ندارند و در عوض نماینده برخی از بزرگترین شرکت ها در آمریکا هستند. سرمایه گذاران در سراسر جهان آن را به دقت رصد می کنند و کاملا نشانگر تمایلات بازار است، بنابر این به رویدادهای اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی حساس است.

شرکت های تحت پوشش داو آنقدر بزرگند که احتمالا هر روز حداقل با یکی از آنها سرو کار دارید. زندگی بدون AT&T ، مک دونالد ، PFIZER یا اینتل را تصور کنید… بله این شرکت ها یخشی از داو هستند.

standard & poor 500 که معمولا به S&P500 معروف است شاخص وزنی قیمت سهام از 500 شرکت بزرگ آمریکایی است. این شاخص سکوی پرتاب برای اقتصاد آمریکا تلقی می شود و برای پیش بینی جهت آن استفاده می شود.

بعد از میانگین صنعتی داو جونز این پر معامله ترین شاخص در آمریکا است. بعضی از صندوق های متقابل، صندوق های قابل معامله در بورس و صندوق های دیگر مانند صندوق بازنشستگی برای ردیابی عملکرد شاخص S&P500 طراحی شده اند. صدها میلیارد دلار آمریکا به این روش سرمایه گذاری شده است.

نیکی شبیه به میانگین صنعتی داو جونز است و مهم ترین میانگین بازار سهام ژاپن است . این میانگین وزنی قیمت 225 شرکت برتر است و قرار است بازتابی از کل بازار باشد.

شاخص سهام نیکی شامل شرکت هایی مانند تویوتا ، هواپیمایی ژاپن ، و فوجی فیلم است.

DJ EURO

ارتباط بین سهام و فارکس

ایده اصلی این است که وقتی بازار سهام داخلی افزایش می یابد اعتماد در آن کشور خاص نیز رشد می کند که منجر به جریان وجوه از سرمایه گذاران خارجی می شود. این امر موجب ایجاد تقاضا برای پول داخلی و افزایش ارزش آن در مقابل سایر ارزهای خارجی می شود. در سمت مقابل وقتی سهام داخلی افت می کند اعتماد دچار تزلزل شده و باعث می شود سرمایه گذاران وجوه سرمایه گذاری شده خود را دوباره به ارز محلی شان تبدیل کنند. با این حال در چند سال گذشته این اصل برای آمریکا و ژاپن برعکس بوده است.

ارقام خوش بینانه در آمریکا و ژاپن اغلب موجب کاهش ارزش ارز های مربوطه یعنی دلار و ین می شوند.

ایران فاینانس

عوامل موثر در تحلیل بنیادی از زبان دکتر علی جهانخانی

تحليلگران اوراق بهادار براى تعيين تحلیل فاندامنتال بازار سهام ارزش سهام عادى از روشى كه موسوم به روش تحليل بنيادى است، استفاده مى كنند. تحليل بنيادى داراى مراحلى به شرح زير است:

۱- تحليل اوضاع اقتصادى كشور

۲- تحليل صنعتى كه شركت در آن واقع شده است.

همان گونه كه قبلاً اشاره شده بود، ارزش سهام بر اساس ميزان سودهاى آينده و اطمينان از تحقق آنها تعيين مى گردد. با توجه به اين كه اوضاع اقتصادى كشور در آينده تاثير مهمى بر ميزان سودآورى شركت ها خواهد داشت، ضرورى است كه ابتدا اوضاع اقتصادى در حال حاضر و روند تغييرات آن در آينده، مورد تحليل قرار گيرد. تحليل اقتصادى شامل بررسى شاخص هاى مهم اقتصادى از قبيل: نرخ رشد توليد ناخالص ملى و اجزاى تشكيل دهنده آن، تورم، عرضه پول، نرخ بهره، نرخ ارز، ميزان تراز پرداخت هاى كشور، نرخ بيكارى، كسر بودجه دولت و سياست هاى پولى و مالى دولت است. هدف از اين بررسى ها علاوه بر تعيين وضعيت فعلى اقتصاد، پيش بينى روند رشد فعاليت هاى اقتصادى در كشور است. مرحله دوم، تحليل بنيادى بررسى صنعت مورد نظر است. هدف از اين بررسى، تعيين موقعيت فعلى صنعت و روند رشد آينده آن است. سهامداران اصولاً براى شركت هايى كه در صنايع رو به رشد فعاليت مى كنند و سودآورى مطلوبى دارند، ارزش بيشترى قائل هستند. عوامل مطلوب صنعت در تحليل اساسى عبارتند از :

۱-تقاضاى رو به رشد براى محصولات آن صنعت.

۲- برخوردارى از مزيت نسبى به گونه اى كه محصولات مشابه خارجى نتوانند تهديد جدى براى نفوذ در بازار داخلى باشند. مزيت نسبى مى تواند ناشى از وجود مواد اوليه ارزان و فراوان در داخل كشور، وجود نيروى كار ارزان و ماهر و. باشد.

۳- محدود بودن كالاهاى جانشين براى محصولات آن صنعت، براى مثال آلومينيوم مى تواند، جانشينى براى آهن باشد بنابراين در صورت كاهش قيمت كالاى جانشين، مصرف كنندگان ممكن است آن را جانشين محصولات صنعت آهن كنند. هر چه تعداد كالاهاى قابل جانشينى محدودتر باشد، موقعيت بازار آن صنعت قوى تر خواهد بود.

۴- وابستگى كم به مواد اوليه خارجى و پايين بودن ميزان ارزبرى. با توجه به نوسان پذيرى درآمدهاى ارزى كشور، صنايعى مى توانند ثبات توليد بيشترى داشته باشند كه وابستگى ارزى آنها كم باشد. چنين صنايعى حتى در صورت كمبود ارز نيز قادر به ادامه فعاليت خود هستند.

۵- دخالت محدود ارگان هاى دولتى در تعيين قيمت و چگونگى توزيع محصولات صنايع. تجربه نشان داده است صنايعى كه قيمت محصولات آنها را دولت تعيين مى كند، به علت عدم تغيير به موقع قيمت محصولات، غالباً با زيان روبه رو مى شوند، لذا سرمايه گذارى در چنين صنايعى با ريسك بيشترى همراه است.

۶- ثبات فروش و سودآورى صنايعى كه كالاهاى مصرفى توليد مى كنند، اصولاً بيشتر از صنايعى است كه كالاهاى واسطه اى و سرمايه اى توليد مى كنند. لذا ريسك سرمايه گذارى در سهام شركت هاى توليدكننده كالاهاى مصرفى كمتر از سهام شركت هاى توليدكننده كالاهاى واسطه اى و سرمايه اى است.

۷- استراتژيك بودن محصولات صنعت. بعضى از صنايع، محصولاتى توليد مى كنند كه دولت براى آنها اولويت بيشترى قائل است، بنابراين تداوم توليد اين محصولات مورد حمايت دولت قرار مى گيرد. چنين حمايتى باعث مى شود كه حتى در وضعيت كمبود ارز، اين صنايع امكانات لازم را به دست آورند و به توليد خود ادامه دهند.

• مرحله سوم تحليل شركت

تحليلگر پس از انتخاب صنعت مناسب بايد شركتى را از ميان شركت هاى موجود در آن صنعت انتخاب كند. عواملى كه در انتخاب شركت مورد توجه قرار مى گيرند، عبارتند از:

۱- موقعيت رقابتى شركت: در هر صنعتى ممكن است ده ها شركت وجود داشته باشد، اما تنها يك يا چند شركت عمده هستند كه بخش عمده بازار را در دست دارند. بررسى موقعيت رقابتى هر شركت شامل ميزان فروش، رشد و ثبات فروش و سهم بازار آن شركت مى شود، مقدار فروش شركت در مقايسه با ساير شركت ها، ميزان رهبرى آن را نشان مى دهد.

۲- كيفيت مديريت شركت: موفقيت هر شركت مرهون كيفيت مديريت آن است. مديريت، محصولات جديد به وجود مى آورد، بازارهاى جديد مى آفريند، طرح هاى سودآور را اجرا مى كند و سرانجام، شركت را در رقابت براى بقا رهبرى مى كند. هر چند مديريت از تحلیل فاندامنتال بازار سهام اهميت زيادى برخوردار است، تعيين كيفيت آن كار آسانى نيست. براى تشخيص توانايى مديريت معمولاً از دو نوع اطلاعات استفاده مى كنيم:

نوع اول: اطلاعاتى است كه به خصوصيات و ويژگى هاى فردى ارتباط دارد مانند ميزان تحصيلات، تجربه، موفقيت هاى قبلى پشتكار و علاقه مندى.

نوع دوم: اطلاعاتى است كه چگونگى اعمال مديريت را در طول زمان ارزيابى مى كند. اين بررسى شامل موارد زير است:

الف) وجود برنامه ريزى استراتژيك در فعاليت هاى سازمان

ب) توانايى حفظ موقعيت رقابتى شركت (روند رشد فروش شركت)

ج) توانايى توسعه شركت و بهبود موقعيت رقابتى آن

د) توانايى حفظ حاشيه سود

ه) توانايى بهبود و كارآيى عمليات

و) توانايى تامين مالى

ز) توانايى ما با كارمندان و اتحاديه هاى كارگرى

ح) توانايى به كارگيرى روش هاى جديد

۳- تحليل كارآيى عمليات: كارآيى عمليات شركت، تحلیل فاندامنتال بازار سهام يكى از عوامل اساسى در سوددهى شركت است. كارآيى بر اساس معيارهايى همچون: درصد استفاده از ظرفيت توليدى، توليد سرانه، فروش سرانه، سد سرانه، نسبت فروش به حجم دارايى ها، سنجيده مى شود. اين تحليل بايد هم به صورت روند زمانى انجام شود و هم به صورت مقايسه با ساير شركت هاى مشابه.

۴- تحليل بدهى هاى جارى و بلندمدت: هدف از اين تحليل، بررسى توانايى مالى شركت در پرداخت به موقع بدهى هاى سررسيد شده آن است. در اين تحليل بايد نسبت هاى نقدينگى از جمله نسبت جارى، نسبت سريع و نسبت هاى بافت مالى از جمله نسبت كل بدهى به كل دارايى، نسبت حقوق صاحبان سهام به كل دارايى ها، نسبت پوشش هزينه بهره، مورد بررسى قرار گيرند.

۵- تحليل سود آورى: هدف از اين تحليل بررسى روند سودآورى شركت در طول زمان است. در اين تحليل نسبت هاى حاشيه سود، نرخ بازده سرمايه گذارى، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت سود نقدى به قيمت هر سهم، نسبت درآمد هر سهم به قيمت آن بررسى مى شود.

از آنجا که مدیران آینده بیشتر به وبلاگی برای داوطلبان کارشناسی ارشد مدیریت اختصاص یافته بود ، به یاری خدا بمنظور جلوگیری از عدم تجانس مطالب و پرداختن بیشتر به هر دو حوزه ، وبلاگ ایران فاینانس را با هدف پرداختن به ادبیات مالی و مباحث کاملا دانشگاهی متناسب با بازار پول و سرمایه کشور در حوزه تحلیل مالی ، ابزارهای فاینانس و سرمایه گذاری و مقالات این حوزه راه اندازی نمودم.
بدیهی است تلاش می شود با بهره گیری از غنی ترین منابع علمی در حوزه مدیریت مالی و سرمایه گذاری تازگی مطالب و جذابیت وبلاگ برای فرهیختگان مالی و اقتصادی کشور حفظ گردد.
یاری همه سروران ارجمند و دوستان فاضلم را برای غنا بخشی هر چه بیشتر به مطالب وبلاگ خواستارم.
روح اله صمدی، کارشناس ارشد مدیریت مالی دانشگاه شهید بهشتی

بررسی تحلیل دوگانه تکنیکال_بنیادی و تفاوت آن در بازار بورس ایران، فارکس و رمزارزها

تحلیل تکنیکال و فاندامنتال در بازارهای مالی متفاوت رفتار خواهند کرد.

بازار؛ گروه بورس: همانطور که در تحلیل تکنیکال تمرکز بر روی تغییرات قیمت است در تحلیل فاندامنتال این عوامل اقتصادی است که بر عرضه و تقاضا تاثیر گذاشته و باعث می شود قیمت بالا یا پایین برود یا ثابت بماند، یک تحلیلگر بنیادی یا فاندامنتال تاثیر تمام فاکتورهای مربوط را بر روی قیمت بررسی می کند تا در نهایت بتواند ارزش ذاتی سهم را محاسبه کند.

ارزش ذاتی چیزی است که یک تحلیلگر بنیادی به وسیله آن نشان می دهد که با توجه به میزان عرضه و تقاضا واقعا با آن قیمت ارزش دارد یا خیرو اگر ارزش ذاتی چیزی زیر قیمت باشد آن سهم در بازار سهام یا آن جفت ارز در بازار فارکس، ارزان بوده و برای خرید مناسب است.

هر دو روش تکنیکال و فاندامنتال همواره سعی بر حل یک مشکل واحد دارند و آن مشکل چیزی نیست جز پیش بینی درست قیمت و شناسایی روند بازار. یک تحلیلگر بنیادی علت های تغییر قیمت را بررسی می کند و حال آنکه یک تحلیلکر تکنیکال تاثیرهای آن را به چالش می کند.

در بازارهای جهانی اگر معامله گری بخواهد یک تحلیل را انتخاب کند قطعا تکنیکال بر فاندامنتال ارجح است چون همیشه تاثیر فاندامنتال بر روی قیمت لحاظ شده و به علت حجم بالای معامله(معاملات تریلیون دلاری) پیش بینی رفتار قیمتی بسیار کارسازتر است

تحلیلگر تکنیکال عقیده دارد که تغییرات قیمت تنها چیزی است که او نیاز دارد بداند و دانستن علت این تغییرات مهم نیست، در مقابل تحلیلگر بنیادی می خواهد دلیل هر چیز را بداند، پس با یک نگاه کلان، تحلیلگر تکنیکال به دنبال فلسفه تغییرات بوده و خود را به اصول فلسفه تغییرات پایبند دانسته و همیشه در مواقع حساس می تواند علت ها را پیش بینی کند.

معامله گران در جهان خود را در یکی از دو دسته تکنیکال و فاندامنتال طبقه بندی می کنند در حقیقت این دو معامله گر نقاط مشترک زیادی نیز دارند که کسی به آن توجه نمی کند. بسیاری از تحلیلگران فاندامنتال سعی می کنند تا تکنیکال را یاد گرفته تا در بهترین زمان وارد یک سهم شده و در بهترین زمان نیز از آن خارج شوند، این واقعیت در تحلیگران تکنیکال نیز واقعیت دارد، این نوع تحلیلگران می دانند که بر خلاف گفته بسیاری از فعالان بازار که همه چیز در قیمت است، اما پیش بینی در قیمت در بسیاری از موارد رخ نمی دهد و تحلیل فاندامنتال بازار سهام تغییرات بازار کاملا وابسته به تحلیل بنیادی و عوامل فاندامنتال اقتصاد است. به عنوان نمونه تحلیلگران فاندامنتال فارکس همیشه منتظر خبر جلسه فدرال رزرو بوده و بر اساس آن می توانند کلیت بازار را به درستی پیش بینی نکنند و اسیر هیجان های لحظه ای بازار نشوند.

بگذارید یک نمونه برای شما تعریف کنم، درست چندین ماه پیش زمانی که خبر موفقیت واکسن فایزر در آمریکا منتشر شد، افرادی که توانسته بودند این خبر را درست تحلیل کنند به یک سود شگفت انگیز رسیده و برخی از معامله گران فارکس سود چند برابری از یک پوزیشن بای گرفته و توانستند سود بسیار خوبی را کسب کنند.

این واقعیت در بورس ایران نیز صادق است، زمانی که بازار ایران در رکود خود بود برخی از معامله گران حرفه ای که توانسته بودند افزایش قیمت دلار در ایران را پیش بینی کنند بر روی سهام دلاری تمرکز کرده و سودهای چندصد درصدی کسب کردند.

اما اختلافات ظاهری بین برخی معامله گران تکنیکال و فاندامنتال وجود دارد، این اختلافات ظاهری را شاید بتوان این گونه تشریح کرد که در واقع تغییرات قیمت باعث ایجاد دلایل بنیادی جدید می شود یعنی اینکه تغییر قیمت باعث می شود تا تحلیلگر فاندامنتال و فاکتورسنج های او حساس شوند و در حقیقت بازار دلایل جدیدی برای تغییرات پیدا می کند. در حالی که دلایل فاندامنتال قبلا تاثیر خود را بر روی قیمت گذاشته و هم اکنون در بازار وجود دارند و در واقع قیمت ها در حال نشان دادن واکنش به دلایل پایه ای جدید هستند.

خیلی از بازارها در گذشته با تغییرات بسیار کم و یا اصلا هیچ تغییری در فاندامنتال شروع شده به مرور زمان وقتی که تغییرات دیده شده است روند جدید کاملا در مسیرش قرار گرفته است.

بعد از مدتی تحلیلگر تکنیکال با اعتماد به نفس بیشتری تغییرات در نمودارها را درک کرده و می خواند، یک تحلیلگر تکنیکال شاید تنها کسی باشد که در شرایطی که تغییرات بازار با خرد جمعی در تناقض است احساس آرامش می کند و حتی از چنین موقعیتی لذت می برد، او می داند که معامله گران بازار به زودی با اطلاعات جدید که همان دلایل فاندامنتال جدید است مواجه شده و شاید تحلیگر تکنیکال تنها فردی باشد که برای تصدیق محاسباتش منتظر چیزی نبوده است.

برای موفقیت در بازارهای مالی باید دانست که بر هر دو دانش تکنیکال و فاندامنتال باید مسلط بود اما اگر یک معامله گر مجبور باشد یکی از این دو تحلیل را انتخاب کند باید طبق بازار مالی آن را انتخاب کند، به عنوان مثال در بازار بورس ایران به علت عمق کم بازار و دخالت دولت در قیمت گذاری و بودن دامنه نوسان و حجم مبنا و شناوری پایین سهام الگوهای تکنیکال در نیمه راه نابود می شوند و یک فعال بازار بورس ایران باید بیشتر به عوامل بنیادی و اقتصاد کلان و زوم کردن بر رفتار دولت و حاکمیت به ویژه بانک مرکزی و تعیین نرخ بهره و سیاست های مالی توجه کند.

اما در بازارهای جهانی اگر معامله گری بخواهد یک تحلیل را انتخاب کند قطعا تکنیکال بر فاندامنتال ارجح است چون همیشه تاثیر فاندامنتال بر روی قیمت لحاظ شده و به علت حجم بالای معامله(معاملات تریلیون دلاری) پیش بینی رفتار قیمتی بسیار کارسازتر است. بررسی نمودار میانبری است که فاندامنتال هم در آن لحاظ شده و معامله گر با واگرایی ها و همگرایی های نموداری می تواند به درستی وضعیت لحظه ای را پیش بینی کرده و ترید بسیار خوبی را انجام دهد.

در بازار رمزارزها نیز معامله گر با تحلیل تکنیکال می تواند کار خود را راه بیندازد اما باید توجه داشت ، بازار رمزارزها نیز مانند بورس ایران تابع دستکاری قیمتی فعالان بزرگ بوده که به آنان نهنگ های رمزارزها می گویند و این دخالت در بسیاری از موارد نمودارها را نیمه کاره می گذارد، اما اگر این بازار در آینده به سمت بزرگتر شدن برود می توان گفت صرفا تحلیل تکنیکال در آن جوابگو خواهد بود.

در بازارهای جهانی این امکان وجود دارد که بتوان در یک بازار مالی صرفا با دانش تکنیکالی خرید و فروش انجام داد ولی تقریبا بعید به نظر می آید که شخصی بتواند صرفا بر اساس دانش فاندامنتالی و عدم بررسی قیمت و نمودار تکنیکالی، خرید و فروش موفقی انجام دهد، به همین علت است که فعالان بازارهای مالی در جهان ابتدا تکنیکال را آموزش دیده و با آن معامله می کنند و برای اینکه بتوانند معاملات موفقتری داشته باشند در سال هایی که با تجربه شده اند عوامل بنیادی را نیز بررسی کرده و همه عوامل را در یک معامله لحاظ می کنند.

برگفته از بخش هایی از کتاب تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه نوشته استاد جان مورفی

تحلیل فاندامنتال چیست و چه تفاوتی با تحلیل تکنیکال دارد؟

fundamental analysis

در همه‌ی بازارهای مالی، چه بازارهای سنتی و چه بازارهای نوپا از جمله بازار ارز دیجیتال تحلیل وجود دارد، تحلیل جزئی از بازار سرمایه است و نمی‌توان وارد بازار سرمایه شد و از تحلیل تحلیل فاندامنتال بازار سهام استفاده نکرد چرا که تحلیل به سرمایه‌گذار دید بهتری نسبت به خرید و فروش دارایی مورد نظر می‌دهد.

در بازارهای مالی چند نوع تحلیل داریم :

  • تحلیل بنیادی یا فاندامنتال
  • تحلیل تکنیکال
  • تحلیل احساسات

از آنجایی که بازار مورد نظر ما بازار ارزهای دیجیتال است معمولا از تحلیل‌های فاندامنتال و تکنیکال در این بازار بیشترین استفاده را می‌شود.

در این مقاله سعی داریم تا شما را با تحلیل فاندامنتال آشنا کنیم. با ما همراه باشید.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

علم ارزیابی متغیرهای اقتصادی، مالی و دیگر موارد تغییر پذیر درمورد یک دارایی است که باعث می‌شود بتوان ارزش حقیقی فعلی و احتمالی آن را در آینده تعیین کرد.

به بیانی ساده یعنی تحلیل‌گر با بررسی و تحلیل شرایط یک پروژه یا شرکت از جنبه‌های مختلف، دنبال کردن اخبار و رویدادهای مهم آن، آنالیز تمام جوانب و عوامل موثر بر آن به‌طوری که ارزش ذاتی و پتانسیل‌های بالقوه آن را تشخیص داد تحلیل فاندامنتال گفته می‌شود.

عوامل موثر در تحلیل بنیادی ارزهای دیجیتال

  • مارکت‌کپ یا ارزش کل بازار: مارکت‌کپ که مقدار آن برای هر ارز درسایت coinmarketcap.com مشخص شده‌است، مقدار کل سرمایه درحال گردش آن ارز بر حسب دلار را نشان می‌دهد.
  • حجم معاملات: میزان حجم معاملات یک ارز در ۲۴ ساعت گذشته
  • پارامتر NVT: نسبت ارزش کل شبکه به حجم تراکنش‌های آن
  • میزان به‌صرفه بودن استخراج ارز: مقایسه قیمت ارزهای دیجیتالی قابل استخراج با مقدار هزینه‌ای که برای استخراج آن‌ها مور نیاز است.
  • نوع پروژه و آینده آن (بررسی وایت‌پیپر ارز)
  • مورد قبول بودن توسط کشورها وشرکت‌های دیگر
  • اخبار سیاسی و اقتصادی

تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال روشی بسیار قوی نسبت به تحلیل تکنیکال

تفاوت اصلی این دو تحلیل در نوع نگرش آن‌ها به نوسانات قیمت و تفسیر آن است:

  • اساس کار تحلیل تکنیکال پیش‌بینی قیمت ارز در آینده با توجه به قیمت‌های آن در گذشته است در حالی‌که تحلیل فاندامنتال براساس پیش‌بینی برمبنای رخدادهای واقعی است.
  • نتایج تحلیل تکنیکال بیشتر کاربرد کوتاه مدت دارد اما تحلیل فاندامنتال برای مدت زمان طولانی‌تر، جامع ‌تر و مفیدتر است.
  • در تحلیل تکنیکال مبنا روند قیمت و حجم معاملات است و دلایل تغییر قیمت نادیده گرفته‌می‌شود اما در تحلیل فاندامنتال همه عواملی که منجر به تغییر قیمت ارز شده مورد بررسی قرارمی‌گیرد تا ارزش جاری و آینده ارز در برابر یکدیگر به‌دست آید.

مزایا و معایب تحلیل فاندامنتال

تحلیل بنیادی مانند تحلیل تکنیکال مزایا و معایبی دارد برای این‌که بتوانید از این ابزار در معاملات خود بهترین استفاده را ببرید لازم است با آن‌ها آشنا شوید:

مزایا

  • تحلیلی بسیار قدرتمند برای ارزیابی یک پروژه سهام یا ارز دیجیتال
  • امکان یافتن سهام یا ارزهایی که زیر قیمت واقعی خود معامله می‌شوند

معایب

  • کاری زمان‌بر و طاقت فرسا (پیچیده بودن این تحلیل)
  • مناسب نبودن برای معاملات کوتاه مدت (مشخص نبودن دقیق نقطه ورود یا خروج)
  • امکان تاثیر گذاشتن تحولات سیاسی و حوادث گوناگون به شکل منفی برروی تحلیل فاندامنتال در طولانی مدت

سخن پایانی

بااستفاده از تحلیل فاندامنتال یا بنیادی شما می‌توانید با بررسی دقیق دارایی مورد نظر برای آن ارزش کمی تعریف کنید و با مقایسه با قیمت فعلی آن بتوانید نتیجه بگیرید آیا این دارایی مناسب خرید و فروش یا سرمایه گذاری است یا خیر؟

بررسی تفاوت، مزایا و معایب تحلیل تکنیکال و بنیادی

بررسی تحلیل تکنیکال و بنیادی

ابتدا به بررسی معنای هر یک از تحلیل تکنیکال و بنیادی به صورت جداگانه می پردازیم :

زمانیکه می خواهید اطلاعاتی را در مورد آینده وضعیت و قیمت سهام یک شرکت بدست بیاورید نیاز به تحلیل دارید که مهمترین تحلیل ها عبارتند از تحلیل تکنیکال یا Technical Analysis و تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis می باشد .

تحلیل تکنیکال چیست؟ در تحلیل تکنیکال به اعداد، ارقام و خود کالا توجه نمی شود بلکه توجه اصلی بر رفتار بازار و نمودارهای ( در مقاله انواع نمودار تحلیل تکنیکال به بررسی کامل این نمودارهای پرداخته ایم . ) نشان دهنده وضعیت بازار می باشد. در این روش به پیش بینی وضعیت آینده بازار، قیمت کالاها می پردازیم. با بررسی اطلاعات قدیمی می توان روند قیمت را پیدا کرد و حتی می توان به اطلاعاتی روش بنیادی نیز دست یافت.

تحلیل بنیادی چیست؟ این روش به دنبال پیدا کردن دلیل اصلی تغییرات قیمت در بازار است و برعکس تحلیل تکنیکال، به اخبار و گزارشات منتشر شده توجه بسیاری می شود. به عبارتی دیگر در این روش تمام تلاش کارشناسان ابن است که ارزش ذاتی دارایی را محاسبه کنند. در تحلیل بنیادی باید سه تحلیل اقتصاد، شرکت و صنعت انجام گیرد.

بررسی مزایا و معایب تحلیل تکنیکال :

مزایا:

  • مشخص نمودن زمان مناسب برای ورود و خروج بازار
  • یادگیری تحلیل تکنیکال بسیار ساده و آسان است.
  • قیمت فعلی کالا را به سرمایه گذاران ارائه می کند
  • نمودارهای موجود در روش تحلیل تکنیکال می تواند راهنمای مناسبی برای خرید و فروش باشد
  • از تحلیل تکنیکال می توان برای هر نوع معامله ای در هر زمانی استفاده نمود
  • تحلیل تکنیکال نیاز به هزینه و زمان کمی دارد.
  • یافتن الگو های مخفی در حرکت قیمت

معایب :

  • در تحلیل تکنیکال علایق شخص بر این تحلیل تاثیرگذار است.
  • همیشه جواب نهایی در این تحلیل درست نیست زیرا این روش از یک سری قوانینی پیروی میکنید که همیشه این قوانین صدق نمیکنند.
  • امکان تفسیر های مختلف
  • از تحلیل تکنیکال برای کالاهای جدید نمی توان استفاده کرد زیرا این کالاها فاقد اطلاعات قدیمی هستند.
  • تحلیل تکنیکال هیچ گاه توانایی پی بردن به ارزش ذاتی را ندارد و این امر باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری می شود.

بررسی مزایا و معایب تحلیل بنیادی :

مزایا :

  • سهامی را که دارای موقعیت خوبی است، برای بلندمدت شناسایی می‌کند.
  • تحلیل بنیادی برای سرمایه گذاری های بلند مدت بسیار خوب است.
  • تحلیل بنیادی شرکت هایی را که دارای دارایی و سهام ارزشمند هستند را مشخص می کند.
  • پی بردن به ارزش ذاتی هر سهم موثرترین تحلیل و روش می باشد.
  • برای محاسبه بتا به عنوان عامل ریسک سیستماتیک نقشی اساسی دارد.

معایب :

  • در تحلیل بنیادی نیاز به بررسی متغیرها وجود دارد که این امری است پر هزینه.
  • نتیجه بررسی متغیرها در این تحلیل تنها برای یک مدت کوتاهی سودمند می باشد.
  • یادگیری تحلیل بنیادی بسیار زمان بر و پیچیده می باشد.
  • توانایی مشخص نمودن حداقل و حداکثر قیمت برای خرید و فروش را ندارد.
  • تحلیل بنیادی کیفیت درونی شرکتها را جستجو می کنند.

محاسبه ارزش ذاتی شرکت با روش تحلیل بنیادی :

ارزش ذاتی یک شرکت یکی از اساسی ترین و مهمترین مواردی است که می توان براساس آن به خرید و فروش پرداخت. یکی از بهترین روش های برای بدست آوردن ارزش ذاتی یک شرکت استفاده از تحلیل بنیادی می باشد. اگر از دید سرمایه‌گذاران، ارزش ذاتی یک سهم بالاتر از ارزش بازار باشد، گزینه مناسبی برای خرید خواهد بود، اما اگر ارزش ذاتی یک سهم کمتر از ارزش بازار آن باشد، سهم مذکور گزینه مناسبی برای سرمایه‌گذاری به شمار نمی‌رود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا