مزایای فارکس

الگوهای بازگشت روند

مثلثها در الگوهای تحلیل تکنیکال

اصول استفاده از الگوهای برگشتی صعودی Bullish Reversals در کندل استیک ژاپنی

الگوهای صعودی Bullish تشکیل شده از یک، دو و یا سه کندل در انتهای روند نزولی هستند و علامتی برای تغییر جهت روند از نزولی به صعودی می باشند در ادامه به ترتیب الگوهای تک و ترکیبی صعودی (بولیش) را مشاهده می کنیم.

الگوی چکش (الگوی هامر) Hammer در انتهای یک روند نزولی تشکیل می شود از خصوصیات این الگو سایه پایینی بلند، سایه بالایی کوتاه (وجود نداشتن سایه بالایی) و بدنه ای حداکثر یک دوم سایه پایینی می باشد. در این الگو رنگ بدنه تفاوتی ندارد اما بدنه صعودی (سفید) قدرت بیشتر این الگو را برای بازگشت روند نشان می دهد.

الگوی هامر معکوس (چکش معکوس) مانند الگوی چکش در انتهای یک روند نزولی تشکیل می شود. سایه بالایی بلند، سایه پایینی کوتاه و یا وجود نداشتن سایه پایینی و بدنه ای حداثر یک دوم سایه بالایی از خصوصیات این الگو می باشد. در این الگو رنگ بدنه تفاوتی ندارد اما بدنه صعودی (سفید) قدرت بیشتر این الگو را برای بازگشت روند نشان می دهد.

این الگو در بازار بسیار نادر می باشد و مدلی از Opening Marubozu می باشد. در روند نزولی قیمت آغازین این کندل با گپ (شکاف) رو به پایین باز می شود اما در ادامه شاهد هیچ سایه پایینی نمی باشیم قیمت از نقطه آغاز رو به بالا حرکت کرده و بدنه نسبتا بزرگی را شاهد هستیم. اگر سایه و بدنه این الگو فاصله گپ (شکاف) را پُر نماید می تواند نشانگر آغاز روند صعودی باشد.

این الگو (پوشاننده صعودی) شامل دو شمع با رنگ های متفاوت است که در انتهای روند نزولی تشکیل می شود. کل بدنه سفید (صعودی) شمع دوم، بدنه شمع الگوهای بازگشت روند اول مشکی (نزولی) را پوشش می دهد. اندازه سایه ها در این دو کندل اهمیتی ندارد. ایجاد شکاف (گپ) بین نقطه پایان کندل اول و نقطه آغاز کندل دوم اهمیت بیشتری به این الگو برای آغاز روند صعودی می دهد.

الگوی انبرک پایینی مانند الگوی قبلی شامل دو شمع با رنگ های متفاوت می باشد. با این تفاوت که ابتدا شمعی نزولی (مشکی) با بدنه بزرگ تشکیل می شود این شمع فاقد سایه یا با سایه های کوچک می باشد. شمع دوم در دل محدوده قیمت شمع اول به شکل ستاره (داجی) یا چکش معکوس تشکیل می شود. برای اهمیت بیشتر تغییر روند از نزولی به صعودی در این الگو، خارج نشدن سایه های شمع دوم از شمع اول مهم می باشد.

الگوی هارامی صعودی نیز در انتهای روند نزولی تشکیل می شود و اخطار تغییر روند را صادر می کند. شمع اول بدنه مشکی (نزولی) دارد که تمامی بدنه شمع دوم را پوشش می دهد سایه ها در این الگو اهمیت زیادی ندارند اما خارج نشدن سایه های شمع دوم از محدوده سایه های شمع اول قدرت بیشتر این الگو را نشان می دهد.

صلیب هارامی صعودی (هارامی کراس) شباهت بسیاری به الگوی قبلی دارد با این تفاوت که بدنه شمع دوم حتما بصورت داجی (ستاره) تشکیل شده است این الگو در انتهای روند نزولی تشکیل می شود و اخطار تغییر روند را صادر می کند.

در این الگو (پوشش شکاف صعودی) شاهد دو شمع با رنگ های متفاوت هستیم. در شمع اول بدنه مشکی (نزولی) و شمع دوم بدنه ای سفید (صعودی) با نقطه پایانی پایین تر از نقطه آغازین شمع قبلی می بینیم و نقطه آغاز شمع دوم با شکافی نزولی نسبت به پایان شمع اول شروع شده است. این الگو در انتهای روند نزولی تشکیل شده و نمایشگر آغاز روند صعودی می باشد.

این الگو (کودک رها شده صعودی) در بازار مبادلات ارز خیلی کم به وجود می آید. در انتهای روند نزولی پس از یک شمع نزولی قوی شکافی نزولی تا شمع بعدی بوجود می آید شمع بعدی بصورت ستاره (داجی) بسته می شود و فاصله بسته شدنش تا شمع بعدی نیز دارای شکاف است. با سفید (صعودی) بسته شدن بدنه شمع سوم اخطار پایان روند نزولی و آغاز روند صعودی به وجود می آید.

الگوی ستاره صبحگاهی از مجموع سه شمع در انتهای روند نزولی تشکیل می شود شمع اول نزولی و پرقدرت، شمع دوم با شکاف (گپ) نزولی آغاز شده و بدنه آن میتواند نزولی یا صعودی باشد ولی در غالب موارد بدنه و سایه های بزرگی ندارد و شمع سوم یک شمع صعودی است که آغاز آن با شکاف (گپ) صعودی نسبت به شمع دوم آغاز شده است. این سه شمع اخطار روند صعودی را در انتهای روند نزولی اعلام می نمایند.

ترکیب این الگوی سه شمعی بسیار شبیه به الگوی ستاره صبحگاهی می باشد با این تفاوت که بین شمع اول و دوم به علاوه بین شمع دوم و سوم شکافی دیده نمی شود شمع اول پرقدرت و نزولی، شمع دوم دوجی Doji و شمع سوم دارای بدنه صعودی می باشد. با بسته شدن صعودی شمع سوم اخطار انتهای روند نزولی و آغاز روند صعودی اعلام می شود.

الگوی سه ستاره صعودی از ترکیب سه شمع Doji مانند تشکیل شده اندازه سایه ها در این سه شمع حائز اهمیت نمی باشد اما وجود شکاف (گپ) نزولی بین شمع اول و دوم و شکاف صعودی بین شمع دوم و سوم بر قدرت این الگو برای تغییر روند از نزولی به صعودی می افزاید.

الگوی سه مکعب سفید از سه شمع صعودی با بدنه های توخالی و صعودی قوی تشکیل شده است.سایه ها غالبا کوتاه و ایجاد شکاف نزولی بین شمع اول، دوم و شکاف نزولی بین شمع دوم و سوم وجود دارد. با بسته شدن شمع سوم اخطار قوی تغییر روند از نزولی به صعودی ایجاد می شود.

الگو های کلاسیک تحلیل تکنیکال

Classic-Patterns

Classic-Patterns

در تحلیل تکنیکال انتقال بین روندهای صعودی و نزولی اغلب با الگو های کلاسیک قیمتی مشخص می شود. طبق تعریف، یک الگوی قیمت، مسیر قابل تشخیص حرکت قیمت است که با استفاده از یک سری خط روند و یا منحنی مشخص می شود.

هنگامی که یک الگوی قیمت تغییر در روند را نشان می دهد، به عنوان یک الگوی معکوس شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده زمانی اتفاق می افتد که روند پس از یک مکث کوتاه در مسیر موجود خود ادامه یابد.

مدت هاست که تحلیل گران تکنیکال از الگوی قیمت برای بررسی حرکت های فعلی و پیش بینی حرکت های آینده بازار استفاده می کنند. حال سراغ چندین الگوی معروف قیمتی می رویم.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه ها یک شکل نمودار است که به عنوان یک خط پایه با سه قله ظاهر می شود، دو قسمت بیرونی نزدیک به هم هستند و وسط آنها بیشترین قیمت را دارد. در تحلیل تکنیکی، الگوی سر و شانه ها شکل خاصی از نمودار را توصیف می کند که روند معکوس صعودی به نزولی را پیش بینی می کند. اعتقاد بر این است که الگوی سر و شانه ها یکی از قابل اعتمادترین الگوهای برگشت روند است. این الگو یکی از چندین الگوی اصلی است که با دقت نشان می دهد که روند صعودی در حال پایان است.

الگوی سر و شانه معکوس

سر و شانه های معکوس، که به آن “پایین سر و شانه ها” نیز گفته می شود، مشابه الگوی استاندارد سر و شانه ها است، اما معکوس آن است: با بالای سر و شانه ها برای پیش بینی برگشتی در روند نزولی استفاده می شود.

این الگوی زمانی مشخص می شود که عملکرد قیمت یک اوراق بهادار یا ارز دیجیتال با مشخصات زیر مطابقت داشته باشد: قیمت به سرعت سقوط می کند و سپس افزایش می یابد. وقتی که قیمت به زیر سطح قبلی می رسد و دوباره افزایش می یابد، قیمت دوباره سقوط می کند اما نه تا حد دوم. پس از ایجاد فاز نهایی، قیمت به سمت بالا حرکت می کند و به سمت مقاومت در نزدیکی قله های قبلی می رود.

الگوی سقف دو قلو و کف دو قلو

الگوی سقف دوقلو جز الگوهای نمودار هستند که وقتی حرکت می کنند که سرمایه گذاری اساسی با الگویی مشابه حرف “W” (دو قلو پایین) یا “M” (دو قلو بالایی) حرکت می کند. تجزیه و تحلیل دو قلو بالا و پایین در تجزیه و تحلیل فنی برای توضیح حرکت در یک اوراق بهادار یا سرمایه گذاری دیگر استفاده می شود، و می تواند به عنوان بخشی از استراتژی تجارت برای بهره برداری از الگوهای تکرار شونده مورد استفاده قرار گیرد.

الگوهای دوقلو بالا و پایین معمولاً در یک دوره طولانی تر تکامل می یابند و همیشه یک تصویر ایده آل از یک الگو ارائه نمی دهند زیرا تغییرات قیمت لزوماً شبیه “M” یا “W” مشخص نیست. هنگام بررسی الگوی نمودار، مهم است که سرمایه گذاران توجه داشته باشند که برای ظهور الگوی “M” یا “W” لازم نیست قله ها و دره ها به همان نقاط برسند.

الگوهای دو قلو بالا و پایین از بالا و پایین ساخته می شوند. این الگوها غالباً همراه با شاخص های دیگر مورد استفاده قرار می گیرند زیرا الگوهای ساخته شده به طور کلی می توانند به راحتی منجر به جعل یا روند معکوس اشتباه شوند.

الگوی مثلث در الگوهای کلاسیک

مثلث یک الگوی نمودار است که با ترسیم خطوط تراز در یک محدوده قیمت همگرا به تصویر کشیده شده و متضمن مکث در روند غالب است. تحلیلگران تکنیکال مثلث ها را به عنوان الگوی ادامه دهنده طبقه بندی می کنند. مگر اینکه خلافش ثابت شود.

الگوهای مثلث به درستی نامگذاری شده اند زیرا خطوط روند بالا و پایین در نهایت در راس سمت راست قرار می گیرند و یک گوشه را تشکیل می دهند. اتصال شروع خط روند بالایی به ابتدای خط روند پایین دو گوشه دیگر را برای ایجاد مثلث کامل می کند. خط روند بالایی با اتصال بالاترین نقاط تشکیل می شود، در حالی که خط روند پایین با اتصال برخورد پایین ها تشکیل می شود.

مثلث ها شبیه به پرچم ها هستند و در صورت تأیید، می توانند الگوی ادامه دهنده باشند، اگر اعتبارسنجی شوند یا الگوی معکوس قدرتمندی نباشند. سه تغییر مثلث بالقوه وجود دارد که می تواند در اثر ایجاد یک الگوی نگهداری، مثلث صعودی، نزولی و متقارن، ایجاد شود. تحلیل گران می دانند شکست یک الگوی مثلثی، به ویژه در حجم زیاد، به عنوان سیگنالهای قوی صعودی / نزولی روند از سرگیری، یا برگشت، روند قبلی است.

انواع مثلث ها

مثلث صعودی

مثلث صعودی الگویی است که در صورت شکسته شدن قیمت با افزایش حجم، خط روند افقی بالایی را می شکند. این یک روند صعودی است. خط روند بالایی باید افقی باشد، نشان دهنده سقف های تقریباً یکسان است که سطح مقاومت را تشکیل می دهند. روند نزولی به صورت مورب در حال افزایش است، که نشانگر پایین آمدن بیشتر قیمت است زیرا خریداران با حوصله پیشنهادات خود را افزایش می دهند. سرانجام، خریداران صبر خود را از دست می دهند و به حمایت بالاتر از قیمت مقاومت می شتابند، که با شروع روند صعودی، خرید بیشتری را آغاز می کند. خط روند بالایی که در گذشته سطح مقاومت بود، اکنون به حمایت تبدیل شده است.

مثلث نزولی

مثلث نزولی نسخه معکوس مثلث صعودی است و الگوی کاهشی محسوب می شود. خط روند پایین باید افقی باشد و نزدیک به پایین ترین سطح متصل شود. خط روند فوقانی مورب به سمت راس کاهش می یابد. شکست هنگامی رخ می دهد که قیمت از طریق حمایت از روند افقی پایین تر با از سرگیری روند نزولی سقوط کند. روند نزولی، که حمایت بود ، اکنون به مقاومت تبدیل می شود.

مثلث متقارن

یک مثلث متقارن از یک خط روند فوقانی در حال سقوط مورب و یک خط روند پایین که به صورت مورب در حال افزایش است تشکیل شده است. همان طور که قیمت به سمت بالا و صعودی حرکت می کند، به طور حتم روند صعودی بالایی را برای شکست و روند صعودی افزایش قیمت ها شکسته و یا روند نزولی را شکسته و روندی نزولی با افت قیمت ها را تشکیل می دهد.
معامله گران باید برای افزایش اعتبار بیش از خط روند مراقب باشند تا تأیید کند که شکست شکسته معتبر است و جعلی نیست. مثلث های متقارن معمولاً الگوهای شکست ادامه دار هستند، به این معنی که آن ها قبل از تشکیل مثلث در جهت حرکت اولیه شکسته می شوند. به عنوان مثال، اگر روند صعودی مقدم بر یک مثلث متقارن باشد، معامله گران انتظار دارند که قیمت شکسته شود.

الگوی پرچم

در زمینه تحلیل تکنیکال، پرچم یک الگوی قیمت است که در یک بازه زمانی کوتاه تر، بر خلاف روند قیمت غالب مشاهده شده در یک بازه زمانی طولانی تر در نمودار قیمت حرکت می کند. این نام به دلیل نحوه یادآوری یک پرچم روی میله پرچم به بیننده، نامگذاری شده است.

الگوی پرچم برای شناسایی ادامه احتمالی روند قبلی از نقطه ای که قیمت در برابر همان روند حرکت کرده است، استفاده می شود. در صورت از سرگرفتن روند، افزایش قیمت می تواند سریع باشد، و با توجه به الگوی پرچم، زمان معامله را مناسب می کند.

الگوی پرچم چگونه کار می کند؟

پرچم ها نواحی ادغام دقیق قیمت هستند که حرکتی خلاف روند را نشان می دهد و مستقیماً پس از یک حرکت شدید جهت دار دنبال می شود. این الگو معمولاً از پنج تا بیست کندل قیمتی تشکیل شده است. الگوهای پرچم می توانند روند صعودی (پرچم صعودی) یا روند نزولی (پرچم نزولی) داشته باشند. پایین پرچم نباید از نقطه میانی میله پرچم قبل از آن فراتر رود. الگوهای پرچم دارای پنج ویژگی اصلی هستند:

روند قبلی
کانال تلفیق
الگوی حجم
برک آوت
تأییدی که در آن قیمت در همان جهتی حرکت می کند
الگوهای صعودی و نزولی ساختارهای مشابهی دارند اما در جهت روند و تفاوت های ظریف در الگوی حجم متفاوت هستند. الگوی حجم صعودی در روند قبلی افزایش یافته و در ادغام کاهش می یابد. در مقابل، یک الگوی حجمی نزولی ابتدا افزایش می یابد و پس از آن تمایل به حفظ سطح دارد زیرا روند نزولی با پیشرفت زمان، حجم خود را افزایش می دهد.

الگوی یک پرچم همچنین با نشانگرهای موازی در منطقه ادغام مشخص می شود. در صورت همگرایی خطوط، از الگوها به عنوان الگوی پرچین یاد می شود. این الگوها از معتبرترین الگوهای ادامه دهنده هستند که معامله گران از آنها استفاده می کنند زیرا برای ورود به یک روند موجود آمادگی لازم برای راه اندازی را ایجاد می کنند.

آشنایی با الگوی ابر سیاه و الگوی نفوذی

آشنایی با الگوی ابر سیاه و الگوی نفوذی

سلام. با قسمتی دیگر از سری مقالات آموزش تحلیل تکنیکال و معامله به کمک الگوهای کندل استیک در خدمت شما عزیزان هستیم. همانطور که از عنوان این مقاله آموزشی پیداست، در ادامه این متن قصد داریم به بررسی و معرفی الگوی ابر سیاه و الگوی نفوذی که دو مورد از الگو‌های پرکاربر در تحلیل تکنیکال هستند بپردازیم. پس در صورتی که علاقه‌مند به یادگیری تمامی الگو‌های کندل استیک هستید پیشنهاد می‌کنیم که این مقاله را از دست نداده و تا انتها با ما همراه باشید.

الگوی ابر سیاه و الگوی نفوذی

الگوی ابر سیاه و الگوی نفوذی دو مورد از الگو‌های برگشتی متداول در چارت‌های کندل استیک هستند که عموما معامله‌گران بازارهای مالی از آن‌ها برای تشخیص معکوس‌ شدن یا بازگشت روند استفاده می‌کنند. با توجه به این که این دو الگو درست عکس یک‌دیگر بوده و فرم ظاهری‌ و عملکرد آن‌ها برابر است، ما نیز تصمیم گرفتیم که آموزش این دو الگو را در یک مقاله مورد بررسی قرار دهیم. در تصویر زیر می‌توانید فرم ظاهری این دو الگو را مشاهده نمایید.

الگوی ابر سیاه و الگوی نفوذی

ویژگی‌های اصلی الگوی ابر سیاه

  • با توجه به شکل ظاهری و عملکرد، این الگو باید در انتهای یک روند صعودی ایجاد شده و با دیگر دلایل بازگشتی نیز همراه باشد.
  • کندل اول یک کندل صعودی است و کندل دوم که با یک گپ یا فاصله‌ی کوچگ از سقف کندل اول ایجاد می‌شود دارای بدنه‌ی نزولی خواهد بود.
  • کندل دوم که بدنه‌ی نزولی دارد باید تا 50% بدنه‌ی کندل اول را معکوس کند. به خاطر داشته باشید که میزان 50% یک حداقلی برای این الگو است و هر چه‌قدر این معکوس‌سازی بیشتر باشد احتمالا قدرت الگو نیز بیشتر است.
  • بهتر است در زمان بسته شدن کندل دوم حجم معاملات افزایش پیدا کند.

ویژگی‌های اصلی الگوی نفوذی

  • با توجه به فرم ظاهری و عملکرد، این الگو در انتهای یک روند نزولی ایجاد شده و باعث بازگشت روند به سمت بالا می‌شود.
  • درست برعکس الگوی ابر سیاه، کندل اول این الگو دارای یک بدنه‌ی نزولی و کندل دوم که با یک گپ رو به پایین باز می‌شود دارای یک بدنه‌ی صعودی می‌باشد.
  • شرط میزان معکوس‌سازی که در الگوی قبل حداقل به میزان 50% بود در این الگو نیز صادق است.
  • بهتر است در زمان بسته شدن کندل دوم حجم معاملات بازار مدنظر شما افزایش داشته باشد.

نکته: همانطور که در دیگر مقالات آموزش تحلیل تکنیکال به کمک الگو‌های نموداری نیز گفتیم، مشاهده چند الگوی بازگشتی به تنهایی برای ورود به معامله در خلاف جهت کافی تیست و شما باید به دنبال نکات دیگری که در مقالات آموزشی سایت در مورد آن‌ها صحبت کرده‌ایم نیز باشید تا دلایل کافی برای ورود به معامله در خلاف جهت قبلی را داشته باشید.

نحوه معامله با الگوهای ابر سیاه و نفوذی

در ادامه مقاله قصد داریم کمی در مورد استفاده از الگوی ابر سیاه و الگوی نفوذی صحبت کنیم و چند نکته کاربردی برای معامله به کمک این الگو‌ها را نیز مورد بررسی قرار دهیم. به مثال‌های زیر توجه کنید:

الگوی ابر سیاه

الگوی نفوذی

نکات مهم:

  1. همانطور که در بالا‌تر نیز اشاره کردیم حتما برای ورود به معامله و گرفتن یک روند جدید بهتر است علاوه‌بر الگوی کندلی بازگشتی به دنبال دلایل دیگری که در سری مقالات آموزش تحلیل تکنیکال به آن‌ها اشاره کردیم نیز باشید. مثلا صبر کنید تا اندیکاتور‌های شما یا الگو‌های نموداری ایجاد شده در چارت نیز بازگشت مدنظر شما را تایید کنند.
  2. در صورتی که برای ورود به روند جدید ایجاد شده توسط الگوی بازگشتی تردید داشتید می‌توانید کمی صبر کرده و در پولبک یا اصلاح‌ها وارد معامله شوید.
  3. برای ورود به معامله پس از تشکیل الگو عجله نکنید، اگر نمی‌خواهید منتظر پولبک‌های روند جدید بمانید حداقل کمی صبر کنید تا یک یا دو کندل در جهت مورد نظر شما بسته شود و بعد الگوهای بازگشت روند با قوانین مدیریت سرمایه به معامله ورود کنید.

حد ضرر: استاپ شما در زمانی که با این الگو به معامله ورود می‌کنید می‌تواند در سطوح مختلفی قرار گیرد که یکی از متداول‌ترین آن‌ها درست پشت کندل‌های الگوی بازگشتی می‌باشد.

حد سود: حد سود در معاملات شما بسته به میزان قدرت روند و شرایط بازار می‌تواند متفاوت باشد که برای تعیین آن بهتر است از دیگر مفاهیمی که در مقالات آموزش تحلیل تکنیکال معرفی کردیم کمک بگیرید.

مطالب مرتبط با این مقاله آموزش در همین بخش به پایان می‌رسد. در صورت وجود سوال یا ابهام از طریق بخش دیدگاه‌ها با ما در ارتباط باشید.

به خاطر داشته باشید که ریسک انجام معامله توسط تمامی مطالب آموزشی این وب‌سایت تماما به عهده کاربران یا معامله‌گران می‌باشد.

آشنایی با الگوهای تحلیل تکنیکال

الگوهای تحلیل تکنیکال

الگوهای تحلیل تکنیکال

در تجزیه و تحلیل تکنیکال ، انتقال بین روند صعودی و نزولی اغلب توسط الگوهای قیمت مشخص می شود.الگوی قیمت یک پیکربندی قابل تشخیص از حرکت قیمت است که با استفاده از یک سری خطوط روند و یا منحنی ها مشخص می شود. هنگامی که یک الگوی قیمت نشانگر تغییر جهت روند باشد ، به عنوان الگوی معکوس شناخته می شود.الگوی ادامه هنگامی رخ می دهد که روند بعد از یک مکث کوتاه در جهت فعلی خود ادامه یابد. تحلیلگران تکنیکال مدتهاست که از الگوهای قیمت برای بررسی حرکات جاری و پیش بینی حرکت آینده بازار استفاده می کنند.

پیشگویی های کلیدی

  • الگوها شکل گیری های مشخصی هستند که توسط حرکت قیمت های امنیتی بر روی نمودار ایجاد شده و پایه و اساس تجزیه و تحلیل فنی هستند.
  • یک الگو توسط یک خط مشخص می شود که نقاط مشترک قیمت مانند بسته شدن قیمت یا بالاترین یا پایین ترین سطح را در یک دوره زمانی خاص به هم متصل می کند.
  • تحلیلگران و نمودارهای فنی به دنبال شناسایی الگوها به عنوان راهی برای پیش بینی جهت آینده قیمت هستند.
  • این الگوها می توانند به سادگی به عنوان خط روند و به همان اندازه به عنوان سازه های دو سر و شانه پیچیده باشند.

روندهای مربوط به تجزیه و تحلیل تکنیکال

از آنجا که الگوهای قیمت با استفاده از یک سری خطوط و یا منحنی ها مشخص می شوند ، درک خطوط روند و دانستن نحوه ترسیم آنها مفید است.خطوط روند به تحلیلگران فنی کمک می کند مناطق حمایت و مقاومت را در نمودار قیمت مشخص کنند. خطوط روند، خطوط مستقیمی هستند که با اتصال یک سری قله های نزولی (ارتفاعات) یا فرورفتگی های صعودی (پایین) در نمودار ترسیم می شوند. روند صعودی در جایی اتفاق می افتد که قیمت ها بالاترین سطح را تجربه می کنند. با اتصال به پایین صعودی ، روند صعودی بالا کشیده می شود. برعکس ، یک روند که دارای زاویه پایین باشد ، یک روند نزولی ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت ها سطح پایین و پایین تر را تجربه می کنند.

بسته به اینکه بخشی از نوار قیمت برای ‘اتصال نقاط’ استفاده شود ، روندهای مختلف از نظر ظاهری متفاوت خواهند بود. بدن میله شمع – و نه حصیرهای نازک در بالا و زیر بدنه شمع – غالباً نمایانگر جایی است که اکثر اقدامات قیمت اتفاق افتاده است و بنابراین ممکن است یک نکته دقیق تر برای ترسیم خط روند ارائه دهید. به خصوص در نمودارهای داخلی که ‘خارج از خانه’ (نقاط داده که خارج از محدوده ‘عادی’ قرار دارند) ممکن است وجود داشته باشد. در نمودارهای روزمره ، نمودارها اغلب از قیمتهای بسته به جای اوج یا پایین ، برای ترسیم خط روند استفاده می کنند ، زیرا قیمت های بسته شدن نماینده معامله گران و سرمایه گذاران مایل به نگه داشتن یک موقعیت یک شبه یا بیش از یک تعطیلات آخر هفته یا بازار است. ترندهای دارای سه یا چند امتیاز به طور کلی معتبرتر از مواردی هستند که فقط بر اساس دو امتیاز بنا شده اند.

روند صعودی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها باعث افزایش بالاتر و پایین تر می شوند. روندهای بالا حداقل دو تا از پایین ها را به هم متصل می کنند و سطح حمایتی پایین تر از قیمت را نشان می دهند.

روند نزولی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها به پایین و پایین تر می روند. روندهای نزولی حداقل دو مورد از سطح اصلی را به هم متصل می کنند و سطح مقاومت بالاتر از قیمت را نشان می دهند.

تحکیم ، یا بازار جانبی ، در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت بین یک دامنه بالا و پایین ، بین دو خط موازی و اغلب افقی در حال نوسان باشد.

الگوهای ادامه دهنده روند

الگوی قیمت که نشانگر وقفه موقت در یک روند موجود است ، به عنوان یک الگوی ادامه دهنده روند شناخته می شود. یک الگوی متداوم را می توان در طول روند غالب به عنوان یک مکث تصور کرد – زمانی که گاوها در طی روند صعودی نفس خود را تازه میکنند ، یا وقتی خرس ها برای یک لحظه از روند نزولی ، آرام می شوند. در حالی که الگوی قیمت در حال شکل گیری است ، هیچ راهی برای تایید روند ادامه وجود نخواهد داشت یا برعکس. به همین ترتیب ، باید توجه به مواضع مورد استفاده برای ترسیم الگوی قیمت و اینکه آیا اختلاف قیمت بالاتر یا زیر منطقه ادامه است ، توجه داشته باشید . تحلیلگران تکنیکال معمولاً توصیه می کنند که تا زمانی که تأیید بازگشت معکوس وجود داشته باشد ، روند ادامه خواهد داشت. به طور کلی ، هرچه الگوی قیمت بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگتر باشد ، به محض شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از روند ادامه ، حرکت بیشتری میکند.

اگر قیمت به روند خود ادامه دهد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی ادامه شناخته می شود. الگوهای ادامه معمول عبارتند از:

  • قلاب ها ، با استفاده از دو خط روند همگرا ساخته میشوند.
  • پرچم ها ، با دو خط روند موازی ترسیم میشوند.
  • گوه ها ، ساخته شده با دو خط روند همگرا ، که در آن هر دو زاویه دار یا بالا یا پایین هستند.

قلاب ها درالگوهای تحلیل تکنیکال

قلاب ها با دو خط روند ترسیم می شوند که در نهایت همگرا می شوند. یکی از ویژگی های اصلی پرچم ها این است که خط روند به دو جهت حرکت می کند – یعنی یکی روند نزولی و دیگری روند صعودی.

قلاب درالگوهای تحلیل تکنیکال

پرچم ها در الگوهای تحلیل تکنیکال

پرچم ها با استفاده از دو خط تراز موازی ساخته می شوند که می توانند شیب بالا ، پایین یا پهلو (افقی) داشته باشند. به طور کلی ، پرچمی که دارای شیب صعودی است به عنوان مکث در یک بازار با روند نزولی ظاهر می شود. پرچم رو به پایین ، وقفه ای را در طی یک بازار پر روند نشان می دهد. به طور معمول ، تشکیل پرچم با دوره کاهش حجم همراه است ، که با جدا شدن قیمت از تشکیل پرچم بهبود می یابد.

پرچم در الگوهای تحلیل تکنیکال

گوه ها در الگوهای تحلیل تکنیکال

گوه ها با استفاده از دو خط روند همگرا کشیده می شوند. با این حال ، گوه با این واقعیت مشخص می شود که هر دو خط روند در حال حرکت در یک جهت هستند ، یا به سمت بالا یا پایین. گوه ای که در زاویه پایین قرار دارد ، مکث را در طول صعود نشان می دهد. گوه ای که در بالا قرار دارد ، وقفه موقت را در طی سقوط بازار نشان می دهد. همانطور که پرچم ها هستند، حجم آنها معمولاً در طول شکل گیری الگو کاهش می یابد ، فقط در صورت شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایینتر از الگوی گوه افزایش می یابد.

گوه ها در الگوهای تحلیل تکنیکال

مثلثها در الگوهای تحلیل تکنیکال

مثلث ها از محبوب ترین الگوهای نمودار مورد استفاده در تجزیه و تحلیل تکنیکال هستند زیرا آنها اغلب بیشتر در مقایسه با الگوهای دیگر اتفاق می افتند. سه نوع متداول مثلث مثلث های متقارن ، مثلث های صعودی و مثلث های نزولی است. این الگوهای نمودار می توانند از هر دو هفته تا چند ماه ادامه داشته باشند.

مثلث های متقارن وقتی اتفاق می افتند که دو خط روند به یکدیگر گرایش پیدا می کنند و فقط نشان می دهند که احتمالاً یک شکست وجود دارد – نه جهت. مثلثهای صعودی با یک خط روند صاف بالایی و یک روند نزولی پایین تر مشخص می شوند و نشان می دهد که یک شکست بزرگتر احتمالاً وجود دارد ، در حالی که مثلث های نزولی دارای یک خط روند صاف پایین و یک روند نزولی بالایی هستند که نشان می دهد شکست احتمالاً رخ می دهد. بزرگی شکستگی ها یا شکست ها معمولاً برابر با ارتفاع سمت چپ عمودی مثلث است ، همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است.

مثلثها در الگوهای تحلیل تکنیکال

مثلثها در الگوهای تحلیل تکنیکال

جام و دسته در الگوهای تحلیل تکنیکال

جام و دسته الگوی ادامه صعودی است که در آن روند صعودی متوقف شده است ، اما در صورت تایید این الگو ادامه خواهد یافت. قسمت ‘فنجان‘ الگو باید یک شکل ‘U’ باشد که بیشتر شبیه به گردی یک کاسه است تا شکل ‘V’ با اوج های برابر در هر دو طرف جام. ‘دسته’ در سمت راست جام به شکل بازگشت کوتاهی که شبیه به الگوی نمودار پرچم یا کلمات است ، شکل می گیرد. پس از اتمام رسیدگی ، سهام ممکن است به سطح جدید صعود کند و روند خود را به بالاتر بازگرداند. یک فنجان و دسته در شکل زیر نشان داده شده است.

جام و دسته در الگوهای تحلیل تکنیکال

جام و دسته در الگوهای تحلیل تکنیکال

معکوس در الگوهای تحلیل تکنیکال

الگوی قیمت که نشانگر تغییر در روند غالب است به عنوان یک الگوی معکوس شناخته می شود. این الگوها نشانگر دوره هایی است که گاوها یا خرسها شروع به حرکت کردند. روند ایجاد شده متوقف می شود و سپس با بیرون آمدن انرژی جدید از طرف دیگر (گاو یا خرس) ، در جهت جدید حرکت خواهیم کرد. به عنوان مثال ، صعودی که توسط گاوها پشتیبانی می شود ، می تواند مکث کند ، حتی فشار هر دو گاو و خرس را نشان می دهد ، و در نهایت جای خود را به خرس ها می دهد. این منجر به تغییر روند نزولی می شود. معکوسهایی که در صدر بازار اتفاق می افتد به عنوان الگوهای توزیع شناخته می شوند ، جایی که ابزار تجارت با اشتیاق بیشتری نسبت به خرید ، به فروش می رسد. در مقابل ، وارونگی هایی که در پایین بازار اتفاق می افتد به عنوان الگوهای انباشت شناخته می شوند ، جایی که ابزار معاملاتی فعال تر از فروش ، خریداری می شود. در الگوهای تداوم ، هر چه این الگو بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگتر باشد ، پس از شروع قیمت ، انتظار می رود حرکت بزرگتر باشد.

هنگامی که قیمت پس از مکث معکوس می شود ، الگوی قیمت به عنوان الگوی معکوس شناخته می شود. نمونه هایی از الگوهای معکوس مشترک عبارتند از:

  • سر و شانه ها ، سیگنال دو حرکت قیمت کوچکتر در اطراف یک حرکت بزرگتر را نشان می دهد.
  • دو سقف ، نمایانگر نوسانات کوتاه مدت است که در پی آن تلاش ناکام بعدی برای شکست بالاتر از همان سطح مقاومت قرار دارد.
  • دو کف ، یک نوسان کوتاه مدت را نشان می دهد ، و یک تلاش ناکام دیگر برای شکستن در زیر همان سطح حمایتی.

سر و شانه

الگوهای سر و شانه ها می توانند در صدر یا پایین بازار باشد. روند صعودی که توسط الگوی بالای سر و شانه ها قطع می شود ، ممکن است معکوس روند را تجربه کند ، و در نتیجه روند نزولی داشته باشد. برعکس ، روند نزولی که منجر به پایین سر و شانه ها (یا یک سر و شانه های معکوس) شود ، احتمالاً معکوس روند صعودی را تجربه خواهد کرد. خطوط روند افقی یا کمی شیب دار را می توان ترسیم کرد که قله ها و فرورفتگی هایی را که بین سر و شانه ها وجود دارد ، اتصال می دهند ، همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است. پس از شکسته شدن قیمت در بالا (در مورد سر و شانه ها) یا پایین (یا در صورت سر و شانه ها) ممکن است حجم آن کاهش یابد.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه

الگوی دو قله

مناطقی که بازار دو تلاش ناموفق برای شکستن سطح حمایت یا مقاومت انجام داده است ، سیگنالهای بالا و پایین را نشان می دهد. در مورد یک بالایی دوتایی ، که اغلب مانند حرف M به نظر می رسد ، فشار اولیه تا رسیدن به سطح مقاومت ، با تلاش دوم شکست خورده دنبال می شود و نتیجه آن یک روند معکوس است. از طرف دیگر ، یک پایین دوتایی مانند حرف W ظاهر می شود و هنگامی رخ می دهد که قیمت سعی کند سطح حمایتی را تحت فشار قرار دهد ، رد می شود. این اغلب منجر به معکوس روند می شود ، همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است.

قله های سه گانه و پایین آن الگوی معکوس هستند که به اندازه سر و شانه ها ، یا قله های دوبل یا پایین کف شیوع ندارند. اما ، آنها به روشی مشابه عمل می کنند و می توانند یک سیگنال تجاری قدرتمند برای وارونگی روند باشند. الگوها زمانی شکل می گیرند که قیمت سه برابر سطح حمایت یا مقاومت مشابه را آزمایش می کند و قادر به شکستن آن نیست.

الگوی دو قله

الگوی دو قله

شکاف ها

شکافها هنگامی رخ می دهند که بین دو دوره معاملاتی فضای خالی وجود داشته باشد که ناشی از افزایش یا کاهش قابل توجه قیمت است. به عنوان مثال ، یک سهام ممکن است در $ ۵.۰۰ بسته شود و بعد از درآمدهای مثبت یا سایر اخبار ، با قیمت ۷.۰۰ دلار باز شود. سه شکاف اصلی وجود دارد: شکاف های شکسته ، شکاف های فراری و شکاف های فرسودگی. شکافهای شکسته در آغاز روند شکل می گیرد ، شکافهای فراری در وسط یک روند شکل می گیرد و شکافهای فرسودگی نزدیک به پایان روند.

شکاف در تحلیل تکنیکال

کلام آخر

الگوهای قیمت اغلب وقتی پیدا می شوند که قیمت ‘استراحت می کند’ ، و نشانگر مناطقی از تحکیم است که می تواند منجر به ادامه یا معکوس روند غالب شود. روندهای مشخص در شناسایی این الگوهای قیمت مهم هستند که می توانند در سازندهایی مانند پرچم و قله های دوبل ظاهر شوند. حجم در این الگوها نقش ایفا می کند ، اغلب در هنگام شکل گیری الگو کاهش می یابد ، و با بیرون آمدن قیمت از الگو افزایش می یابد. تحلیلگران فنی به دنبال الگوهای قیمت برای پیش بینی رفتار قیمت آینده ، از جمله ادامه روند و وارونگی هستند.

علم کندل استیک و الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال

کندل استیک و الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال

باید بدانیم هیچ سیستم معامله گری وجود ندارد که فقط معاملات سودده تولید کند. تصمیمات اکثر معامله گران در بازار حاصل چند فاکتور اساسی است که شامل تجربیات شخصی، احساسات و توانایی‌ فرد در تحلیل جریان گسترده‌ای از اطلاعات است. این اطلاعات شامل داده‌های تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکال، اخبار و … هستند. تحلیل تکنیکال برای معامله گران یکی از ابزارهای ارزشمند محسوب می‌گردد. نمودارهای کندل استیک – Candlestick یا شمعی ژاپنی یکی از منحصر‌به‌فردترین و دقیق‌ترین روش‌های این نوع از تحلیل است، به گونه‌ای که می‌توان گفت درک نمودارهای کندل استیک برای هر معامله گر ضروری است.

کندل استیک و الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال

عامل اصلی حرکات قیمتی سهام احساسات و افکار معامله گران بازار است. نمودارهای شمعی ژاپنی می‌توانند به راحتی تصویری ساده از احساسات بازار و در مجموع تمامی معامله گران را در اختیار ما قرار دهند. از دیگر مزایای این نوع از تحلیل تکنیکال، قابلیت بالا در تفسیر حرکات قیمتی سهام است.

در واقع چیزی که سبب محبوبیت این نوع از نمودارها گشته ارائه اطلاعات جامع در عین سادگی است.

علم کندل استیک تنها یک روش تحلیلی جهت تشخیص الگو نیست. بلکه این علم تعامل میان خریداران و فروشندگان را به روشنی نشان می‌دهد. تمام اطلاعات مورد نیاز جهت رسم نمودارهای کندل استیک شامل ۴ قیمت باز شدن، بسته شدن، بالاترین و پایین‌ترین (open-close-high- low) است.

علم کندل استیک احتمالاً یکی از قدیمی‌ترین اشکال تحلیل تکنیکال است و قدمت آن به اوایل قرن ۱۷ میلادی برمی‌گردد. زمانی که مانهیسا هما، تاجر ثروتمند ژاپنی، این روش را جهت تحلیل معاملات برنج ابداع کرد. در برخی منابع از مانهیسا هما با عنوان پدر علم کندل استیک یاد می‌شود. جالب است بدانید که او در سال ۱۷۵۵ کتابی را با عنوان ” The Fountain of Gold: The Three Monkey Record of Money ” نوشته است که احتمالاً اولین کتاب معامله گری تاریخ است. این یعنی تقریباً پیش از آنکه کشور کنونی ایالات‌متحده آمریکا وجود داشته باشد ژاپنی‌ها در معاملات خود ازین علم بهره می‌برده‌اند. متأسفانه معادل فارسی برای کتاب وجود ندارد.

مانهیسا هما در قالب این عنوان بیان می‌کند که یک معامله گر برای دستیابی به چشمه طلا باید از سه چیز دوری کند:

  • شیطان را نبین.(محو تماشای روند صعودی یا نزولی در بازار نشو) چرا که تغییر روند بازار جریانی همیشگی دارد. شاید دلیل تأکید بیشتر تکنیک‌های کندل استیک بر روی الگوهای بازگشتی در مقایسه با الگوهای ادامه‌دهنده نیز همین باشد.
  • به شیطان گوش نده.(به اخبار گوش نده و با تکیه بر اخبار معامله نکن)
  • با شیطان صحبت نکن.(پس از تحلیل در مورد معاملاتی که قصد اجرایشان را داری با دیگران صحبت نکن)( استیو نیسون، ۱۹۹۴)

در دسامبر سال ۱۹۸۹ استیو نیسون آمریکایی برای اولین بار علم نمودارهای شمعی ژاپنی را تحت عنوان مقاله‌ای به جهان معرفی کرد.

بدنه کندل شمعی ژاپنی

در هر کندل، حد فاصل میان قیمت باز شدن و بسته شدن سهم را بدنه کندل می‌نامیم. ارتفاع بدنه اختلاف میان قیمت باز شدن و بسته شدن خواهد بود. به‌صورت استاندارد اگر قیمت بسته شدن از قیمت باز شدن کمتر باشد، بدنه توپر و نزولی و در صورتی‌که قیمت بسته شدن بیشتر از قیمت باز شدن سهم باشد. بدنه توخالی یا صعودی خواهیم داشت.

سایه‌ کندل شمعی ژاپنی

هر کندل می‌تواند شامل خطوطی در بالا یا پایین بدنه نیز باشد که سایه یا shadow نامیده می‌شود. این خطوط نشان‌دهنده بالاترین و پایین‌ترین قیمتی است که در طول روز مورد معامله قرارگرفته‌اند. در تحلیل کندل استیک این سایه‌‌ها نشان‌دهنده هیجانات بازار است.

سایه بالایی: بالاترین قیمت

سایه پایینی پایین‌ترین قیمت

هر کندل بسته به شکل خود نام خاصی دارد. در نتیجه تحلیل و تفسیر متفاوتی نیز خواهد داشت. بلندی و کوتاهی بدنه، داشتن یا نداشتن سایه‌ها و یا بلندی و کوتاهی آن‌ها، هرکدام اطلاعات خاصی را از بازار به ما منتقل می‌کند. با استفاده از تفسیر و تحلیل کندل امروز می‌توان کندل فردای بازار را پیش‌بینی کرد.

شاید با داستان پرنده افسانه‌ای ققنوس آشنایی داشته باشید. این پرنده در انتهای عمر خود در تلی از خاشاک می‌سوزد و از خاکسترش ققنوس تازه‌ای حیات می‌یابد. در مورد کندل‌ها نیز می‌توان گفت کندل امروز از خاکستر کندل روز قبل ایجاد می‌گردد. به همین دلیل در علم کندل استیک هر کندل می‌تواند سناریوی محتمل خاصی را برای فردای بازار پیش‌بینی کند. الگوهای کندل استیک از یک یا چند کندل ( نهایتاً ۵ یا ۶ کندل) تشکیل می‌شوند.

این الگوها به دو دسته بازگشتی و ادامه‌دهنده تقسیم می‌شوند که در دوره آموزش بورس کالج تی بورس با برخی از آن‌ها آشنا شدیم. در این سری مقالات به بررسی و معرفی سایر الگوهای کندل استیک می‌پردازیم.

الگوهای بازگشتی کندل استیک

۱- الگوی تک کندلی Belt hold نزولی

این الگو در انتهای روند صعودی تشکیل می‌شود. در این الگو قیمت آغازین با گپ (شکاف) رو به بالا باز می‌شود، در ادامه شاهد هیچ سایه بالایی نیستیم قیمت از نقطه آغاز رو به پایین حرکت کرده و بدنه نسبتاً بزرگی را ایجاد می‌کند. در تحلیل علم کندل استیک اگر سایه و بدنه این الگو فاصله گپ (شکاف) را پُر نماید می‌تواند نشانگر آغاز روند نزولی باشد.

۲- الگوی تک کندلی Belt hold صعودی

این الگو در روند نزولی تشکیل می‌شود. در این الگو قیمت آغازین با گپ (شکاف) رو به پایین باز می‌شود ،در ادامه شاهد هیچ سایه پایینی نیستیم. قیمت از نقطه آغاز رو به بالا حرکت کرده و بدنه نسبتاً بزرگی را ایجاد می‌کند. اگر سایه و بدنه این الگو، فاصله گپ (شکاف) را پُر نماید می‌تواند نشانگر آغاز روند صعودی باشد.

۳- الگو دو کندلی Matching High

این الگو در انتهای روند صعودی و از دو کندل تشکیل می‌گردد، بدین صورت که کندل روز اول یک کندل صعودی بلند است، کندل روز دوم نیز یک کندل صعودی بلند یا نیمه بلند (فول بادی، نیمه فول بادی) خواهد بود. اما قیمت بسته شدن کندل روز دوم تقریباً برابر با قیمت بسته شدن کندل روز اول است. نکته آخر این که دو کندل فاقد سایه بالایی بوده و یا سایه بالایی کوچکی خواهند داشت. در تحلیل و تفسیر علوم کندل استیک این الگو می‌تواند نشان‌دهنده تشکیل یک پیووت سقف و آغاز روند نزولی باشد.

۴- الگو دو کندلی Matching low

این الگو در انتهای روند نزولی و از دو کندل تشکیل می‌گردد. دقیقاً برعکس الگوی قبلی کندل روز اول یک کندل نزولی بلند، کندل روز دوم نیز کندل نزولی بلند یا نیمه بلند (فول بادی یا نیمه فول بادی) و قیمت بسته شدن کندل روز دوم تقریباً برابر با قیمت بسته شدن کندل روز اول است. دو کندل فاقد سایه پایینی یا دارای سایه پایینی کوچک خواهند بود. تشکیل الگو بیانگر ایجاد پیووت کف و آغاز روند صعودی خواهد بود.

۵- الگو دو کندلی هارامی متقاطع ( مادر و بچه متقاطع) نزولی

با الگوی هارامی در دوره آموزش بورس کالج تی بورس آشنا شدیم. اساس تشکیل این الگوی مادر و بچه یک کندل با بدنه بلند و کندل دوم با بدنه کوچک‌تر است. الگوی هارامی متقاطع در مقایسه با هارامی معمولی اعتبار بیشتری دارد؛ چراکه کندل دوم در هارامی متقاطع یک کندل دوجی است. درحالی‌که در هارامی معمولی کندلی با بدنه کوچک‌تر است.

هرچه میزان شک و تردید بازار در کندل دوم بیشتر باشد احتمال برگشت بازار و اعتبار الگو نیز بیشتر می‌شود. همان‌طور که می‌دانیم کندل دوجی نشان‌دهنده تردید و دودلی بازار است. الگوی هارامی متقاطع نزولی در انتهای روند صعودی تشکیل می‌شود و می‌تواند نشان‌دهنده برگشت بازار و آغاز روند نزولی باشد.

۶- الگوهای بازگشت روند الگو دو کندلی هارامی متقاطع (مادر و بچه متقاطع) صعودی

این الگو در انتهای روند صعودی تشکیل می‌شود. کندل اول بدنه بلند یا فول بادی و کندل دوم یک کندل دوجی خواهد بود که در دل کندل اول جای می‌گیرد. به طور کلی در الگوی هارامی بدنه کندل اول همرنگ روند پیشین بازار خواهد بود. یعنی در روند صعودی بدنه کندل اول توخالی و در روند نزولی ، توپر خواهد بود.

۷- الگو دو کندلی MEETING LINES نزولی

به طول کلی الگوی MEETING LINES زمانی تشکیل می‌شود که کندل‌هایی با دو رنگ متفاوت و قیمت بسته شدن یکسان در کنار هم ایجاد می‌شوند. کندل اول بیانگر روند قبلی سهم و کندل دوم بیانگر احتمال تغییر روند است. در برخی از منابع این الگو به خطوط ضد حمله نیز معروف است. در نوع نزولی آن روز اول با یک کندل توخالی بلند برخورد می‌کنیم، در ابتدای روز دوم شاهد افزایش تقاضا خواهیم بود به گونه‌ای که نقطه باز شدن سهم در قیمت‌های بالاتر است اما در ادامه با افزایش عرضه قیمت بسته شدن در محدوده قیمت بسته شدن روز قبل قرار می‌گیرد.

۸- الگو دو کندلی MEETING LINES صعودی

در این الگو با شرایطی عکس الگوی قبل مواجهیم. پس در روز اول با یک کندل توپر بلند برخورد می‌کنیم. در حالیکه روز دوم اگرچه در ابتدا با افزایش عرضه مواجه می‌شویم اما در ادامه شاهد افزایش تقاضا و در نتیجه افزایش قیمت خواهیم بود. به گونه‌ای که قیمت بسته شدن کندل روز دوم برابر با قیمت بسته شدن کندل روز اول خواهد بود. این دو الگو می‌توانند نشان‌دهنده تغییر روند قیمتی سهم باشند. اما نکته مهم اینجاست که هر دو نیازمند کندل تائید می‌باشند.

۹- الگو سه کندلی سه سرباز سفید

این الگو که در روند نزولی شکل می‌گیرد، از مجموعه‌ای از کندل‌های تو خالی بلند تشکیل‌شده است. اگر قیمت باز شدن هر کندل در میانه بدنه کندل قبلی باشد بهتر است. این حرکت صعودی پله‌ای بیانگر اتمام روند نزولی و آغاز روند صعودی خواهد بود.

۱۰- الگو سه کندلی سه کلاغ سیاه

این الگو دقیقاً برعکس الگوی سه سرباز سفید در روند صعودی شکل می‌گیرد و از سه کندل تو پر بلند تشکیل می‌شود. اگر قیمت باز شدن هر کندل در میانه بدنه کندل قبلی باشد بهتر است. وقوع این الگو از منظر هلم کندل استیک، پیامی واضح مبنی بر تغییر روند صعودی قیمت می‌باشد. (ال-موریس،۲۰۰۶)

طی دو دهه گذشته نمودارهای کندل استیک محبوبیت زیادی را در میان سرمایه گذاران و معامله گران کسب کرده‌اند. این نوع از تحلیل جهت پیش‌بینی روند قیمتی تنها در چند روز آینده سهم مناسب است. این در حالی است که سایر روش‌های تحلیل تکنیکال می‌توانند رفتار قیمتی سهم را در هفته‌ها یا ماه‌های آتی پیش‌بینی کنند.

در حقیقت می‌توان گفت ارزش تحلیل الگوهای شمعی ژاپنی در ترکیب با سایر روش‌های تحلیلی آشکار می‌شود و نمی‌توان تنها با اکتفا به این نوع از تحلیل به معامله گری پرداخت. در استفاده از الگوهای کندل استیک توجه به این نکته ضروری است که الگوهای کندلی تنها در روندهای مشخصی از اهمیت برخوردارند؛ بنابراین پیش از بررسی آن‌ها باید روند حرکات قیمتی سهم را تعیین کنیم. پس از آن با بررسی الگوهای کندل استیک می‌توانیم رفتار معامله گران را با نزدیک شدن به نقاط حمایتی یا مقاومتی چارت تحلیل و تفسیر کرده و از این طریق رفتار آن‌ها را در روزهای آتی پیش‌بینی نماییم.

نتیجه‌گیری

در حقیقت می‌توان گفت که با استفاده از سایر روش‌های تحلیل تکنیکال می‌توان نقاط و نواحی مهم و حیاتی را بر روی چارت مشخص کرد و سپس با استفاده از علم کندل استیک نگرش و احساس بازار نسبت به این نواحی آشکار می‌شود.

می‌توان گفت علم کندل استیک برای افرادی که تنها با دید سرمایه‌گذاری بلندمدت وارد بازار سهام می‌شوند کاربرد زیادی ندارد. این نوع از تحلیل تکنیکال ابزاری جهت معامله گری و تعیین دقیق نقاط ورود یا خروج در آن می‌باشد. به نظر شما در بازار سهام تفاوت میان دیدگاه سرمایه‌گذاری با معامله گری چیست ؟ شما کدام یک را ترجیح می‌دهید؟

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا